مکانیسمهای دفاعی یکی از بنیادیترین مفاهیم روانکاوی هستند که نقش حیاتی در حفظ تعادل روانی افراد ایفا میکنند. این سازوکارهای ناخودآگاه، به ما امکان میدهند تا با تعارضات درونی و اضطرابهای روانی مقابله کنیم و از آسیبهای روانی محافظت شویم. از فروید تا نظریهپردازان پسافرویدی، مفهوم مکانیسمهای دفاعی توسعه یافته و در حوزههای مختلف روانشناسی بالینی کاربردهای گستردهای یافته است.
موسسه طرح زندگی | مکانیسمهای دفاعی به عنوان سازوکارهای ناخودآگاه روانشناختی، نقش اساسی در تنظیم تعارضات روانی و کاهش اضطرابهای فردی دارند. این مکانیسمها از نخستین نظریات فروید شکل گرفتند و بعدها توسط آنا فروید و روانشناسان پسافرویدی مانند ملانی کلاین و اتو کرنبرگ توسعه یافتند.
امروزه مکانیسمهای دفاعی نه تنها در نظریههای روانکاوی بلکه در مدلهای نوین رواندرمانی و حتی علوم اعصاب روانی مورد بررسی قرار میگیرند. شناخت دقیق و تحلیل این مکانیسمها در فرایند تشخیص بالینی و درمان رواندرمانی اهمیت فراوانی دارد، زیرا توانمندی فرد در مواجهه با استرسها و حفظ سلامت روان به میزان قابل توجهی وابسته به نوع و کارایی این مکانیسمهای دفاعی است.

Contents
- 1 مکانیسمهای دفاعی چیستند و چرا اهمیت دارند؟
- 2 نظریه فروید و منشأ مکانیسمهای دفاعی
- 3 مکانیسمهای دفاعی کلاسیک (در نظریه فروید و آنا فروید)
- 3.1 سرکوب (Repression)
- 3.2 انکار (Denial)
- 3.3 فرافکنی (Projection)
- 3.4 واکنش وارونه (Reaction Formation)
- 3.5 جابهجایی (Displacement)
- 3.6 توجیه عقلانی (Rationalization)
- 3.7 درونفکنی (Introjection)
- 3.8 همانندسازی (Identification)
- 3.9 برگشت (Regression)
- 3.10 انزوا (Isolation of Affect)
- 3.11 والایش (Sublimation)
- 4 دستهبندی مکانیسمهای دفاعی بر اساس سطح عملکرد روانی (مدل جورج وایلنت)
- 5 کاربرد مکانیسمهای دفاعی در رواندرمانی و تشخیص اختلالات روانی
- 6 نقدها و دیدگاههای معاصر درباره مکانیسمهای دفاعی
- 7 نکات کلیدی جمعبندی
مکانیسمهای دفاعی چیستند و چرا اهمیت دارند؟
مکانیسمهای دفاعی (Defense Mechanisms) فرایندهایی ناهشیار هستند که توسط ساختار «من» (Ego) در روان انسان برای مقابله با اضطراب، تعارضهای درونی و تهدیدهای روانشناختی فعال میشوند. این مکانیسمها به عنوان سازوکارهایی تطابقی عمل میکنند تا تعادل روانی فرد را در برابر فشارهای درونی (مانند تمایلات سرکوبشدهی نهاد) و بیرونی (مانند انتظارات اجتماعی یا اخلاقی فرامن) حفظ کنند.
مفهوم مکانیسمهای دفاعی نخستینبار توسط زیگموند فروید مطرح شد، اما این دختر او، آنا فروید بود که بهطور نظاممند به طبقهبندی و شرح این مکانیسمها پرداخت و آنها را به عنوان بخش جداییناپذیر از عملکرد «من» معرفی کرد. در این چارچوب، مکانیسمهای دفاعی نه صرفاً نشانهای از اختلال، بلکه ابزارهایی برای بقا و سازگاری روانی در نظر گرفته میشوند.
از منظر روانتحلیلگری، مکانیسمهای دفاعی زمانی فعال میشوند که ذهن با تعارضی حلنشده مواجه میگردد؛ تعارضی که اغلب میان امیال ناهشیار و باورها یا ارزشهای اخلاقی شکل میگیرد. برای مثال، فردی ممکن است تمایلات پرخاشگرانهای نسبت به همکار خود احساس کند، اما به دلیل آموزههای اخلاقی، این احساسات را غیرقابلقبول بداند. در چنین حالتی، ممکن است مکانیسم فرافکنی فعال شود و فرد، این پرخاشگری را به همکارش نسبت دهد، بدون آنکه خود آگاهانه آن را درک کند.
با آنکه مکانیسمهای دفاعی در هستهی خود ناهشیار هستند، آثار آنها در رفتارها، واکنشها و حتی اختلالات روانشناختی قابل مشاهده است. رواندرمانگران با بررسی این مکانیسمها میتوانند به درک عمیقتری از ساختار روانی مراجعان دست یابند و مسیرهای درمانی مؤثرتری طراحی کنند.
از سوی دیگر، شناخت مکانیسمهای دفاعی نهتنها برای متخصصان روانشناسی، بلکه برای عموم افراد نیز اهمیت دارد. درک این فرایندها میتواند به خودآگاهی بیشتر، بهبود روابط بینفردی، و ارتقاء سلامت روان منجر شود.
نکتهی مهم آن است که مکانیسمهای دفاعی به خودی خود نه مثبتاند و نه منفی؛ بلکه کیفیت آنها بر اساس میزان تطابقپذیری، هشیاری نسبی، و تأثیر آنها بر واقعیتسنجی فرد مورد قضاوت قرار میگیرد. به همین دلیل، روانشناسان معاصر مانند جرج وایلنت (George Vaillant) مکانیسمهای دفاعی را بر اساس سطح بلوغ روانی دستهبندی کردهاند، از دفاعهای نابالغ تا دفاعهای پخته و بالغانه.
در بخشهای بعدی این مقاله، به بررسی دقیقتر انواع مکانیسمهای دفاعی از دیدگاه فروید، آنا فروید، نظریهپردازان پسافرویدی و روانشناسی نوین خواهیم پرداخت. همچنین با ذکر مثالهای کاربردی، نقش این مکانیسمها را در زندگی روزمره، روابط بینفردی، و رواندرمانی روشنتر خواهیم کرد.

نظریه فروید و منشأ مکانیسمهای دفاعی
نخستین سنگبنای مفهوم مکانیسمهای دفاعی در نظریهی روانتحلیلگری کلاسیک توسط زیگموند فروید، بنیانگذار روانکاوی، گذاشته شد. در مدل ساختاری روان فروید، روان انسان از سه بخش اصلی تشکیل شده است: نهاد (Id)، من (Ego)، و فرامن (Superego). هر یک از این اجزاء نقش خاصی در تعادل روانی ایفا میکنند، و کشمکش میان آنها منشأ اصلی بروز اضطراب است. اینجاست که نقش حیاتی مکانیسمهای دفاعی نمایان میشود.
نهاد، من، فرامن: زمینهساز بروز مکانیسمهای دفاعی
- نهاد منبع انرژی غریزی و امیال ناهشیار (مانند میل جنسی و پرخاشگری) است و طبق اصل لذت عمل میکند.
- فرامن نماینده ارزشهای اخلاقی، هنجارهای فرهنگی و وجدان فرد است و طبق اصل کمالگرایی عمل میکند.
- من نقش میانجی دارد و تلاش میکند میان خواستههای نهاد، دستورات فرامن، و واقعیت بیرونی تعادل ایجاد کند.
هنگامی که من در وضعیت تعارض قرار میگیرد—برای مثال بین میل پرخاشگری نهاد و محدودیتهای اخلاقی فرامن—برای کاهش اضطراب حاصل، از مکانیسمهای دفاعی استفاده میکند. این مکانیسمها به فرد اجازه میدهند تا بدون آگاهی از تعارض اصلی، با آن کنار بیاید.
مکانیسمهای دفاعی به عنوان ابزار دفاعی من (Ego)
فروید در آثار اولیهاش، بهویژه در کتاب «در باب هیستری» (1895)، به صورت ضمنی به وجود فرآیندهایی اشاره میکرد که بعداً تحت عنوان مکانیسمهای دفاعی شناخته شدند. اما این مفهوم به طور صریح در اثر «من و نهاد» (1923) و با مشارکت و توسعهی نظری توسط آنا فروید، به شکلی منسجم در قالب یک نظام دفاعی ارائه شد.
آنا فروید در کتاب تأثیرگذار خود به نام «مکانیسمهای دفاعی من» (1936)، به تشریح عملکرد انواع مکانیسمهای دفاعی پرداخت و آنها را بهعنوان روشهایی معرفی کرد که «من» برای اجتناب از آگاهی یافتن نسبت به تعارضهای ناهشیار یا احساسات دردناک بهکار میگیرد.
اضطراب و فعالسازی مکانیسمهای دفاعی
فروید باور داشت که اضطراب نقش سیگنال را در روان ایفا میکند؛ هنگامی که من احساس خطر از درون (مثلاً هجوم تمایلات ناهشیار) یا بیرون (مثلاً تهدید تنبیه اجتماعی یا اخلاقی) میکند، مکانیسمهای دفاعی را فعال میسازد تا احساسات و افکار تهدیدکننده را سرکوب یا دگرگون کند.
برای مثال، فردی که میل جنسی شدیدی نسبت به فردی غیرمجاز احساس میکند، ممکن است از مکانیسم دفاعی واکنش وارونه (Reaction Formation) استفاده کرده و رفتاری بسیار محترمانه یا حتی سرد نشان دهد. در این فرایند، فرد از میل واقعی خود آگاه نیست و دفاع روانی بهطور ناهشیار عمل میکند.
مکانیسمهای دفاعی به مثابه ابزار بقا
از منظر فروید، مکانیسمهای دفاعی نهتنها نشانهای از تعارض روانی، بلکه نوعی راهبرد برای زنده ماندن روانی در دنیایی پر از فشار و تعارض هستند. با این حال، پافشاری بیشازحد بر برخی مکانیسمهای دفاعی مانند انکار یا فرافکنی، میتواند به تحریف واقعیت و بروز اختلالات روانی منجر شود.

مکانیسمهای دفاعی کلاسیک (در نظریه فروید و آنا فروید)
مکانیسمهای دفاعی کلاسیک، نخستین بار در مکتب روانتحلیلگری توسط فروید و بعدها توسط آنا فروید شناسایی و نظاممند شدند. این مکانیسمهای دفاعی واکنشهای ناهشیاری هستند که «من» از آنها برای کاهش تنش ناشی از تعارضات درونی یا تهدیدات بیرونی استفاده میکند. در این بخش، مهمترین مکانیسمهای دفاعی کلاسیک را بررسی میکنیم.
سرکوب (Repression)
-
تعریف: سرکوب یکی از بنیادیترین مکانیسمهای دفاعی است که طی آن، افکار، تمایلات یا خاطراتی که موجب اضطراب میشوند، ناهشیارانه از دسترس آگاهی خارج میگردند.
-
مثال: فردی که در کودکی دچار آسیب روانی شده، ممکن است هیچ خاطرهای از آن دوران به خاطر نداشته باشد، زیرا ذهن او با استفاده از مکانیسم دفاعی سرکوب آن را به ناهشیار رانده است.
انکار (Denial)
-
تعریف: در این مکانیسم دفاعی، فرد واقعیتهای تهدیدکننده را بهطور ناهشیار انکار میکند تا اضطراب ناشی از آنها را نپذیرد.
-
مثال: فردی که دچار بیماری جدی شده ولی اصرار دارد که «من کاملاً سالمم» در حال استفاده از مکانیسم دفاعی انکار است.
فرافکنی (Projection)
-
تعریف: در این فرایند دفاعی، فرد احساسات، انگیزهها یا ویژگیهای ناپذیرفتنی خود را به دیگران نسبت میدهد.
-
مثال: کسی که احساس حسادت دارد اما این احساس را تحمل نمیکند، ممکن است دیگران را متهم به حسادت نسبت به خودش کند. این نمونهای بارز از مکانیسم دفاعی فرافکنی است.
واکنش وارونه (Reaction Formation)
-
تعریف: فرد احساس یا میل غیرقابلقبول را با عکس آن جایگزین میکند.
-
مثال: مادری که نسبت به فرزندش احساس خشم دارد اما بهشدت او را لوس میکند، ممکن است ناهشیارانه درگیر مکانیسم دفاعی واکنش وارونه باشد.
جابهجایی (Displacement)
-
تعریف: در این مکانیسم دفاعی، هیجانات از هدف واقعی خود به هدفی امنتر یا قابلقبولتر منتقل میشوند.
-
مثال: کارمندی که توسط رئیسش تحقیر شده، ولی خشم خود را بر سر همسر یا فرزندش خالی میکند، در حال استفاده از مکانیسم دفاعی جابهجایی است.
توجیه عقلانی (Rationalization)
-
تعریف: ارائه دلایل ظاهراً منطقی برای رفتارهایی که در اصل ریشه در انگیزههای ناهشیار دارند.
-
مثال: دانشجویی که در امتحان رد شده میگوید: «امتحان عادلانه نبود»، درحالیکه علت اصلی، مطالعه نکردن اوست. این نمونهای از مکانیسم دفاعی توجیه عقلانی است.
درونفکنی (Introjection)
-
تعریف: درونیسازی ارزشها، باورها یا ویژگیهای دیگران، معمولاً برای مقابله با اضطراب یا حفظ رابطه با اشخاص مهم.
-
مثال: کودکی که والد پرخاشگر دارد و خود را هم مقصر میداند، ممکن است ویژگیهای والد را درونی کرده و پرخاشگر شود. این فرآیند از طریق مکانیسم دفاعی درونفکنی رخ میدهد.
همانندسازی (Identification)
-
تعریف: فرد برای کاهش احساس تهدید یا اضطراب، با کسی که قدرت، محبوبیت یا تسلط دارد، همانندسازی میکند.
-
مثال: کودکی که احساس ضعف میکند و خود را شبیه قهرمان محبوبش تصور میکند، در حال استفاده از مکانیسم دفاعی همانندسازی است.
برگشت (Regression)
-
تعریف: بازگشت به رفتارهای کودکانهتر در مواجهه با استرس شدید.
-
مثال: بزرگسالی که پس از تجربه شکست شغلی، به رفتارهایی مانند قهر کردن، گریه یا گوشهگیری کودکانه پناه میبرد، دچار مکانیسم دفاعی برگشت شده است.
انزوا (Isolation of Affect)
-
تعریف: جداسازی هیجان از رویداد یا فکر دردناک، بهطوری که فرد میتواند در مورد موضوعی ناراحتکننده بدون بروز احساسات صحبت کند.
-
مثال: بیماری که با خونسردی درباره مرگ عزیزش حرف میزند، درگیر مکانیسم دفاعی انزوا است.
والایش (Sublimation)
-
تعریف: یکی از سالمترین مکانیسمهای دفاعی است که در آن، امیال ناپذیرفتنی به شکلهای اجتماعی قابلقبول مانند هنر، علم یا ورزش تبدیل میشوند.
-
مثال: فردی با تمایلات پرخاشگرانه که به ورزش رزمی یا نویسندگی روی میآورد، از مکانیسم دفاعی والایش بهره میبرد.

دستهبندی مکانیسمهای دفاعی بر اساس سطح عملکرد روانی (مدل جورج وایلنت)
در دهههای پس از فروید، روانپزشکان و روانتحلیلگران زیادی تلاش کردند تا مکانیسمهای دفاعی را از منظر کارکردی و بالینی بازتعریف و دستهبندی کنند. یکی از تأثیرگذارترین این تلاشها، نظریهی جورج وایلنت (George Vaillant)، روانپزشک برجسته آمریکایی، بود که مکانیسمهای دفاعی را بر اساس میزان سازگاری و واقعیتسنجی آنها طبقهبندی کرد.
چهار سطح دفاع روانی در مدل وایلنت
وایلنت، مکانیسمهای دفاعی را در چهار سطح عملکردی (از ابتداییترین تا پیشرفتهترین) طبقهبندی کرد:
دفاعهای نابالغ (Immature Defenses)
این دسته از مکانیسمهای دفاعی اغلب در کودکی دیده میشوند یا در بزرگسالانی که با مشکلات شخصیتی یا روانپریشی مواجهاند. این دفاعها واقعیت را تحریف میکنند و معمولاً روابط بینفردی را مختل میسازند.
نمونهها:
-
فرافکنی (Projection)
-
رفتار منفعل-پرخاشگر (Passive-Aggression)
-
واکنش وارونه (Reaction Formation)
-
خیالبافی (Fantasy)
مثال: فردی که نمیتواند خشم خود را ابراز کند و با طعنه زدن یا تأخیر عمدی در کار، پرخاشگری خود را بهصورت غیرمستقیم بروز میدهد، از مکانیسم دفاعی منفعل-پرخاشگر استفاده میکند.
دفاعهای نوروتیک (Neurotic Defenses)
مکانیسمهای دفاعی در این سطح پیچیدهترند و در بسیاری از افراد بزرگسال، بهویژه در زمان اضطراب یا فشار روانی متوسط دیده میشوند. این دفاعها نسبت به دفاعهای نابالغ، تطابقیتر و کارآمدتر هستند، اما هنوز بهطور کامل واقعیت را منعکس نمیکنند.
نمونهها:
-
سرکوب (Repression)
-
توجیه عقلانی (Rationalization)
-
جابهجایی (Displacement)
-
انزوا (Isolation)
-
درونفکنی (Introjection)
مثال: کارمندی که نمیتواند به رئیس خود اعتراض کند و خشمش را بر سر اعضای خانوادهاش خالی میکند، در حال استفاده از مکانیسم دفاعی جابهجایی است.
دفاعهای بالغانه (Mature Defenses)
این دسته از مکانیسمهای دفاعی سالمترین، سازگارترین و پختهترین شکل دفاع روانی هستند. افراد دارای این مکانیسمها معمولاً عملکرد بالایی در روابط، شغل، و خودتنظیمی هیجانی دارند. این دفاعها واقعیت را تحریف نمیکنند و به رشد روانی کمک میکنند.
نمونهها:
-
والایش (Sublimation)
-
شوخطبعی (Humor)
-
والدینی کردن (Altruism)
-
پیشبینی (Anticipation)
-
فرونشانی آگاهانه (Suppression)
مثال: فردی که احساس خشم و تنش را از طریق ورزش شدید یا هنر خلاقانه تخلیه میکند، از مکانیسم دفاعی والایش استفاده میکند که نشاندهنده بلوغ روانی بالاست.
دفاعهای روانپریشانه (Psychotic Defenses)
این مکانیسمهای دفاعی در افراد مبتلا به روانپریشی شدید یا اختلالات شخصیت مرزی و اسکیزوتایپی دیده میشوند. در این سطح، فرد توانایی تمایز میان واقعیت و خیال را بهطور کامل از دست میدهد.
نمونهها:
-
انکار شدید واقعیت
-
دوپارهسازی (Splitting)
-
تحریف ادراکی شدید (Distortion)
مثال: فردی که معتقد است صدایی در ذهنش به او فرمان میدهد، ممکن است از ترکیبی از مکانیسمهای دفاعی روانپریشانه بهره میگیرد.
جدول مقایسهای: مکانیسمهای دفاعی در سطوح مختلف
| سطح دفاع | ویژگی | مثال مکانیسمها |
|---|---|---|
| روانپریشانه | تحریف شدید واقعیت | دوپارهسازی، انکار شدید |
| نابالغ | تحریف، اختلال در روابط | فرافکنی، منفعل-پرخاشگر |
| نوروتیک | متوسط، نسبتاً سالم | سرکوب، توجیه عقلانی |
| بالغانه | واقعبین، سازگار | والایش، شوخطبعی |

کاربرد مکانیسمهای دفاعی در رواندرمانی و تشخیص اختلالات روانی
مکانیسمهای دفاعی تنها مفاهیمی نظری در روانتحلیلگری نیستند، بلکه در فرایند رواندرمانی، تشخیص بالینی، و برنامهریزی درمانی نقش مهمی ایفا میکنند. شناخت و تحلیل این سازوکارها به رواندرمانگر اجازه میدهد تا لایههای ناهشیار رفتار، تعارض و هیجان مراجع را رمزگشایی کرده و مسیر درمان را بهدرستی هدایت کند.
نقش مکانیسمهای دفاعی در تشخیص بالینی
در رواندرمانی، الگوهای دفاعی مراجع اطلاعات ارزشمندی درباره ساختار شخصیت، سطح رشد روانی، و شدت اختلال روانی فراهم میکنند.
مثالها:
-
استفاده مزمن از انکار میتواند نشانهای از اختلال شخصیت خودشیفته یا اختلال روانپریشانه باشد.
-
فرافکنی مکرر ممکن است در اختلالات پارانوئید یا مرزی دیده شود.
-
والایش و شوخطبعی به عنوان مکانیسمهای دفاعی بالغ، نشاندهنده سازگاری روانی سالمتر هستند.
در نتیجه، ارزیابی نوع، شدت و فراوانی مکانیسمهای دفاعی در یک فرد میتواند راهنمایی مهمی در انتخاب نوع درمان (تحلیلی، شناختی، رفتاری یا ترکیبی) باشد.
ابزارهای ارزیابی مکانیسمهای دفاعی
برای سنجش مکانیسمهای دفاعی در رواندرمانی و پژوهش از ابزارهای معتبری استفاده میشود:
-
DSQ (Defense Style Questionnaire): پرسشنامهای استاندارد که سطح استفاده از مکانیسمهای دفاعی را در چهار طبقه وایلنت میسنجد.
-
PDM (Psychodynamic Diagnostic Manual): راهنمای تشخیصی روانپویشی که ساختار دفاعی شخصیت را جزو معیارهای مهم در ارزیابی رواندرمانمحور معرفی میکند.
-
رویکرد مشاهده بالینی: درمانگر در جلسات رواندرمانی به صورت کیفی و از طریق تحلیل گفتار، سکوت، مقاومت و کنشنمایی، مکانیسمهای دفاعی را شناسایی میکند.
تحلیل مکانیسمهای دفاعی در رواندرمانی
در فرایند درمان، شناسایی و تفسیر مکانیسمهای دفاعی به کاهش مقاومت مراجع کمک میکند و امکان دستیابی به محتوای ناهشیار را فراهم میسازد.
تکنیکهای درمانی مرتبط:
-
تفسیری (Interpretation): درمانگر مکانیسم دفاعی را برای مراجع آشکار و قابل فهم میسازد.
-
مثال: “شاید دلیل اینکه موضوع جلسه را عوض میکنید، این باشد که پرداختن به احساس خشم برایتان تهدیدکننده است.”
-
-
مواجهه و همدلی (Supportive Confrontation): دفاعهای ناکارآمد بدون قضاوت مورد پرسش قرار میگیرند تا مراجع بتواند دفاع سالمتری جایگزین کند.
-
بازسازی ساختار دفاعی: در درمانهای طولانیمدت روانتحلیلی، هدف، رشد تدریجی دفاعهای سالمتر (مانند والایش و پیشبینی) بهجای دفاعهای نابالغ یا نوروتیک است.
نقش مکانیسمهای دفاعی در انتقال و مقاومت
در بسیاری از درمانهای تحلیلی، مکانیسمهای دفاعی در قالب انتقال (Transference) و مقاومت (Resistance) ظاهر میشوند.
-
انتقال: هنگامی که مراجع احساسات مربوط به گذشته را به درمانگر نسبت میدهد و دفاعهایی چون فرافکنی یا واکنش وارونه در جلسات پدیدار میشوند.
-
مقاومت: خود «من» از طریق دفاعهایی مانند توجیه عقلانی یا انکار، تلاش میکند از مواجهه با تعارضات ناهشیار اجتناب کند.
شناخت این فرایندها برای پیشرفت درمان و شکلگیری بینش ضروری است.
کاربرد در درمانهای غیرتحلیلی
حتی در درمانهای غیربینشی مانند رفتاردرمانی شناختی (CBT) نیز مکانیسمهای دفاعی نقش غیرمستقیم دارند. در CBT، رفتارها یا افکار تحریفشدهای که بهعنوان خطای شناختی شناخته میشوند، اغلب با دفاعهای روانی همپوشانی دارند.
-
مثال: توجیه عقلانی در روانکاوی، معادل با بازسازی شناختی غیرواقعبینانه در CBT است.
-
بنابراین، در بسیاری از مدلهای درمانی، تحلیل دفاعها بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به بهبود عملکرد روانی کمک میکند.

نقدها و دیدگاههای معاصر درباره مکانیسمهای دفاعی
با وجود اهمیت بالینی و نظری گستردهای که مکانیسمهای دفاعی در روانکاوی و رواندرمانی دارند، در دهههای اخیر نقدهای مهمی نیز به این مفهوم وارد شده است. برخی از این نقدها از درون حوزه روانتحلیلگری و برخی دیگر از مکاتب رقیب مانند روانشناسی شناختی و علوم اعصاب هستند. در این بخش، به مهمترین این نقدها و همچنین دیدگاههای معاصر درباره تحول این مفهوم میپردازیم.
نقدهای اصلی به مفهوم مکانیسم دفاعی
ابهام مفهومی و همپوشانی
-
بسیاری از مکانیسمهای دفاعی از نظر تعریفی بههم شباهت دارند و مرز روشنی میان آنها وجود ندارد.
-
مثال: «انکار» و «سرکوب» هر دو نوعی اجتناب از واقعیتاند اما با معیارهای عملی قابل تمایز نیستند.
ضعف در عینیتپذیری و سنجشپذیری
-
یکی از نقدهای اصلی، نبود ابزار دقیق و قابل اعتماد برای اندازهگیری مکانیسمهای دفاعی است. گرچه ابزارهایی مانند DSQ توسعه یافتهاند، اما هنوز از نظر روانسنجی جای کار دارند.
وابستگی به تفسیر ذهنی درمانگر
-
در رواندرمانیهای تحلیلی، شناسایی دفاعها بسیار وابسته به برداشت ذهنی درمانگر است که میتواند با سوگیری همراه باشد.
نقد از سوی روانشناسی علمی و رفتاری
-
رویکردهای علمی-تجربی مانند رفتارگرایی یا روانشناسی شناختی، اغلب دفاعها را فاقد مبنای عینی و تجربهپذیر میدانند و بر جایگزینی آنها با مفاهیمی مانند «تحریف شناختی» تأکید دارند.
پاسخها و بازنگریهای معاصر
با وجود این نقدها، بسیاری از رواندرمانگران، روانکاوان و پژوهشگران تلاش کردهاند مفهوم مکانیسمهای دفاعی را علمیتر، دقیقتر و قابلکاربردتر سازند.
ادغام با علوم اعصاب و تصویربرداری مغزی
-
در سالهای اخیر پژوهشهایی با استفاده از fMRI و PET انجام شدهاند که نشان میدهند مکانیسمهای دفاعی مانند انکار یا سرکوب، با تغییرات خاصی در فعالیت مغزی همراهاند.
-
این یافتهها، پایه عصبشناختی برای برخی از دفاعها ایجاد کردهاند.
دیدگاه تکاملی
-
برخی روانشناسان پیشنهاد دادهاند که مکانیسمهای دفاعی را میتوان بهعنوان راهکارهای تکاملی برای بقاء روانی در برابر تهدید در نظر گرفت.
-
مثلاً، دفاعهایی مانند «والایش» یا «پیشبینی» به تنظیم هیجان و ارتقاء سازگاری اجتماعی کمک میکنند.
بازتعریف دفاع در قالب نظریه دلبستگی
-
در روانشناسی دلبستگی، دفاعها بهعنوان واکنشهای تنظیمی به ناایمنی در روابط اولیه نگریسته میشوند.
-
مثال: اجتناب هیجانی در افراد با دلبستگی اجتنابی، معادل با سرکوب یا انکار در نظریه دفاعی است.
ادغام با درمانهای جدید مانند ACT و DBT
-
در درمانهایی مانند رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT) و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، مفاهیمی مشابه مکانیسمهای دفاعی با اصطلاحاتی همچون «اجتناب تجربهای» (experiential avoidance) یا «همآمیختگی شناختی» بیان میشود.
جمعبندی دیدگاههای معاصر
اگرچه مفهوم مکانیسم دفاعی با چالشهایی مواجه بوده، همچنان جایگاه محوری خود را در رواندرمانی، روانپویشی و حتی برخی مکاتب جدید حفظ کرده است. بسیاری از روانشناسان امروز بهجای کنار گذاشتن این مفهوم، تلاش میکنند آن را:
-
بهتر operationalize کنند (عملیاتیسازی)؛
-
در قالب ساختارهای عصبشناختی و تکاملی تعریف کنند؛
-
و با زبان نظریههای جدیدتر همچون شناختدرمانی، دلبستگی یا ذهنآگاهی بازتفسیر کنند.

نکات کلیدی جمعبندی
-
تاریخچه و تحول نظری
نظریه مکانیسمهای دفاعی ابتدا توسط فروید معرفی شد و توسط دخترش آنا فروید توسعه یافت. پس از آن، نظریهپردازان پسافرویدی مانند کلاین، کرنبرگ، وینیکات و لاکان با تعمیق و گسترش این مفهوم، کاربردهای آن را در حوزههای جدیدی چون رشد کودک، شخصیت و زبان بازتعریف کردند. -
کاربرد بالینی و تشخیصی
شناسایی و تحلیل مکانیسمهای دفاعی در فرایند رواندرمانی، به درمانگران امکان میدهد تا به ناهشیار مراجع دسترسی یابند، مقاومتهای درمانی را مدیریت کنند و برنامههای درمانی موثر و هدفمند طراحی کنند. -
تنوع و طبقهبندی
مکانیسمهای دفاعی در طبقهبندیهای مختلفی همچون نابالغ، نوروتیک و بالغ قرار میگیرند که هر کدام نقش متفاوتی در روان فرد ایفا میکنند و میزان سازگاری روانی را تعیین مینمایند. -
نقدها و دیدگاههای معاصر
با وجود اهمیت بالای این مفهوم، انتقاداتی در زمینه ابهام تعریفی و کمبود معیارهای عینی مطرح شده است. اما بازتعریفهای نوین و پژوهشهای عصبی-روانشناختی به اعتبار علمی و عملی مکانیسمهای دفاعی کمک شایانی کردهاند. -
ادغام با نظریههای جدید
مفهوم دفاعها در چارچوب نظریههای نوین روانشناسی همچون دلبستگی، درمانهای مبتنی بر پذیرش و شناختدرمانی، همچنان کاربردی و قابل استفاده است و با زبان جدیدی توضیح داده میشود.
مکانیسمهای دفاعی نه تنها ابزاری مفهومی برای درک تعارضات روانیاند، بلکه یکی از پایههای اصلی رواندرمانیهای تحلیلی و روانپویشی به شمار میروند. درک علمی و عملی این سازوکارها به رواندرمانگران کمک میکند تا درمانی انسانیتر، دقیقتر و موثرتر ارائه دهند و افراد را در مسیر رشد روانی و بهبود کیفیت زندگی همراهی کنند.
انتهای مطلب.


جالب بود ممنون. من تازه با دفاع ها دارم آشنا میشم.
درود بر شما موفق باشید.