نگرانی یکی از شایعترین تجربیات روانی است که همه انسانها در طول زندگی خود آن را تجربه میکنند. این حالت ذهنی، که اغلب با اضطراب و ترس همراه است، میتواند تأثیرات عمیقی بر سلامت روان و جسم بگذارد. در این مقاله جامع، به بررسی تاریخچه نگرانی، تعریف دقیق آن، نظریه های روانشناسی درباره نگرانی، خطاهای شناختی که منجر به تشدید آن میشوند، بیماریهای ناشی از نگرانی مزمن و راههای درمان روانشناختی آن میپردازیم.
نگرانی پدیدهای است که ریشه در تاریخ بشر دارد. از دوران باستان، انسانها به دلایل مختلف مانند ترس از خطرات طبیعی، نگرانی درباره آینده و ترس از ناشناخته ها دچار اضطراب میشدند. در متون فلسفی یونان باستان، افلاطون و ارسطو به بررسی ترس و نگرانی پرداختند و آن را بخشی از طبیعت انسان دانستند.
در قرون وسطی، نگرانی اغلب با مفاهیم مذهبی مانند گناه و عذاب الهی مرتبط بود. در دوران رنسانس، با پیشرفت علوم، نگرانی بیشتر از منظر روانشناختی مورد توجه قرار گرفت. در قرن نوزدهم و بیستم، روانشناسان بزرگی مانند فروید، یونگ و اسکینر نظریه هایی درباره منشأ نگرانی ارائه کردند که پایه های روانشناسی مدرن را شکل داد.

Contents
- 1 تعریف نگرانی از دیدگاه روانشناسی
- 2 نظریه های روانشناسی درباره نگرانی
- 3 خطاهای شناختی که باعث نگرانی میشوند
- 4 بیماریهای ناشی از نگرانی مزمن
- 5 راه های درمان روانشناختی نگرانی
تعریف نگرانی از دیدگاه روانشناسی
نگرانی به عنوان یک فرآیند شناختی تعریف میشود که شامل افکار مکرر و منفی درباره آینده و پیامدهای منفی احتمالی است. برخلاف ترس که واکنشی به یک تهدید فوری است، نگرانی بیشتر مربوط به رویدادهای نامشخص آینده است.
انجمن روانشناسی آمریکا (APA) نگرانی را اینگونه تعریف میکند:
“حالت ذهنی که در آن فرد به طور مداوم درباره وقایع آینده، مشکلات احتمالی یا خطرات نامشخص فکر میکند و این افکار با احساس اضطراب همراه است.”
نگرانی زمانی مشکل آفرین میشود که به صورت مزمن درآید و عملکرد روزمره فرد را مختل کند.
نظریه های روانشناسی درباره نگرانی
1. نظریه روانکاوی (زیگموند فروید)
فروید نگرانی را نتیجه تعارضهای ناخودآگاه میدانست. به باور او، نگرانی زمانی ایجاد میشود که تمایلات سرکوب شده (مانند پرخاشگری یا تمایلات جنسی) به سطح خودآگاه میرسند و فرد برای کنترل آنها دچار اضطراب میشود.
2. نظریه شناختی-رفتاری (آرون بک و آلبرت الیس)
بک و الیس معتقد بودند که نگرانی ناشی از تفکر تحریف شده و باورهای غیرمنطقی است. الیس در نظریه درمان عقلانی-هیجانی-رفتاری (REBT) تأکید کرد که افراد به دلیل تفسیرهای نادرست از رویدادها دچار نگرانی میشوند.
3. نظریه کنترل فراشناختی (آدریان ولز)
ولز معتقد است که نگرانی نتیجه فرآیندهای فراشناختی است. یعنی افراد نه تنها نگران موضوعات مختلف هستند، بلکه درباره نگرانی خود نیز فکر میکنند (مثلاً: “اگر نگران نباشم، ممکن است اتفاق بدی بیفتد”). این چرخه معیوب، نگرانی را تشدید میکند.
خطاهای شناختی که باعث نگرانی میشوند
بر اساس نظریه شناختی، برخی از تحریف های فکری منجر به نگرانی بیش از حد میشوند:
- فاجعه سازی (Catastrophizing): پیشبینی بدترین سناریو ممکن برای هر موقعیت.
- تفکر همه یا هیچ (Black-and-White Thinking): دیدن وقایع به صورت مطلق (یا کامل موفق میشوم یا کاملاً شکست میخورم).
- بایدها و نبایدها (Should Statements): انتظارات غیرواقعی از خود و دیگران (مثلاً: “من باید همیشه بینقص باشم”).
- ذهن خوانی (Mind Reading): فرض کردن اینکه دیگران در مورد ما منفی فکر میکنند.
- تعمیم افراطی (Overgeneralization): نتیجهگیری کلی بر اساس یک رویداد منفی.
این خطاهای شناختی باعث میشوند فرد در چرخه نگرانی مداوم گیر کند.
بیماریهای ناشی از نگرانی مزمن
نگرانی طولانی مدت میتواند منجر به اختلالات روانی و جسمی شود، از جمله:
1. اختلال اضطراب فراگیر (GAD)
این اختلال با نگرانی مداوم و غیرقابل کنترل درباره مسائل روزمره مشخص میشود.
2. اختلال هراس (Panic Disorder)
نگرانی شدید درباره وقوع حملات پانیک میتواند منجر به اجتناب از موقعیتهای اجتماعی شود.
3. افسردگی
نگرانی مزمن با کاهش سطح سروتونین مرتبط است و میتواند به افسردگی منجر شود.
4. بیماریهای جسمی
- فشار خون بالا
- مشکلات گوارشی (سندرم روده تحریک پذیر)
- تضعیف سیستم ایمنی
- سردردهای مزمن
تفاوت بین نگرانی طبیعی و نگرانی بیمارگونه (بالینی)
نگرانی یک پاسخ طبیعی به موقعیتهای استرسزا است و در حد متعادل، حتی میتواند مفید باشد؛ مثلاً باعث برنامهریزی بهتر یا جلوگیری از خطرات شود. اما زمانی که این نگرانی از کنترل خارج شود و به شکل مزمن درآید، میتواند به یک اختلال روانی تبدیل شود.
نگرانی طبیعی:
- موقتی است و پس از رفع مشکل از بین میرود.
- شدت آن متناسب با موقعیت است (مثلاً نگرانی قبل از امتحان).
- در عملکرد روزمره اختلال ایجاد نمیکند.
نگرانی بیمارگونه (اختلال اضطراب فراگیر – GAD):
- مداوم و غیرقابل کنترل است (حداقل ۶ ماه ادامه دارد).
- درباره موضوعات مختلف و گاهی بیاهمیت است.
- همراه با علائم جسمانی مانند تپش قلب، تعریق، بیخوابی و خستگی مزمن.
معیارهای DSM-5 برای اختلال اضطراب فراگیر:
- نگرانی بیش از حد درباره رویدادهای مختلف.
- کنترل نگرانی سخت است.
- همراه با حداقل ۳ علامت از موارد زیر:
- بیقراری یا احساس عصبی بودن
- خستگی زودرس
- مشکل در تمرکز
- تحریک پذیری
- تنش عضلانی
- اختلال خواب
اگر نگرانی ها این معیارها را داشته باشند، احتمالاً جنبه بالینی دارند و نیاز به درمان تخصصی دارند.
نقش ژنتیک و عوامل بیولوژیک در نگرانی
آیا نگرانی ارثی است؟
مطالعات نشان دادهاند که عوامل ژنتیکی حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد در ابتلا به اختلالات اضطرابی نقش دارند. اگر یکی از والدین دچار نگرانی مزمن باشد، احتمال انتقال آن به فرزندان افزایش مییابد.
تأثیر انتقال دهنده های عصبی:
- سروتونین (Serotonin): سطح پایین آن با اضطراب و نگرانی مرتبط است (داروهای SSRI مانند فلوکستین با افزایش سروتونین کار میکنند).
- GABA (گاما آمینوبوتیریک اسید): این انتقالدهنده عصبی اثر آرامبخشی دارد و کمبود آن منجر به تحریکپذیری عصبی و نگرانی میشود.
- نوراپینفرین (Norepinephrine): افزایش آن باعث حالتهای هشدار و اضطراب میشود.
تفاوتهای مغزی در افراد مضطرب:
- آمیگدال (بخش ترس مغز): در افراد مبتلا به نگرانی مزمن، آمیگدال بیش فعال است و به محرک های خنثی نیز واکنش نشان میدهد.
- کورتکس پیش پیشانی (Prefrontal Cortex): این بخش که مسئول کنترل منطقی ترس است، در افراد مضطرب عملکرد ضعیف تری دارد.
نتیجه گیری: نگرانی فقط یک مسئله روانی نیست، بلکه ریشه در زیست شناسی مغز و ژنتیک دارد.
تأثیر فناوری و رسانه ها بر نگرانی
۱. اخبار منفی و اضطراب:
- مغز انسان به طور طبیعی به اخبار منفی حساس است (سوگیری منفی).
- امروزه با گسترش شبکه های خبری و فضای مجازی، بمباران اطلاعات منفی (جنگ، بیماری، بحرانهای اقتصادی) نگرانی را تشدید میکند.
- پدیده “Doomscrolling” (اعتیاد به چرخیدن در اخبار بد) باعث افزایش اضطراب و احساس درماندگی میشود.
۲. شبکه های اجتماعی و مقایسه اجتماعی:
- دیدن زندگی “کامل” دیگران در اینستاگرام و فیسبوک باعث “اضطراب مقایسه” میشود.
- ترس از دست دادن (FOMO – Fear Of Missing Out) نیز نگرانی را افزایش میدهد.
۳. اتکای بیش از حد به اینترنت برای اطمینان خواهی:
- افراد مضطرب دائماً در گوگل دنبال علائم بیماری میگردند (Cyberchondria).
- جستجوی مداوم راه های فرار از نگرانی، خودش تبدیل به یک چرخه معیوب میشود.
راهکارهای کاهش تأثیر رسانه ها:
- محدود کردن زمان استفاده از اخبار و شبکههای اجتماعی.
- دنبال کردن صفحات الهام بخش به جای صفحات استرسزا.
- تمرین “روزانه بدون خبر” برای کاهش اضطراب.
راه های درمان روانشناختی نگرانی
1. درمان شناختی-رفتاری (CBT)
این روش به افراد کمک میکند تا الگوهای فکری منفی را شناسایی و اصلاح کنند.
2. درمان فراشناختی (MCT)
بر اساس نظریه ولز، این درمان بر تغییر باورهای فرد درباره نگرانی تمرکز دارد.
3. ذهن آگاهی (Mindfulness)
تکنیک هایی مانند مدیتیشن به فرد کمک میکند تا در لحظه حال زندگی کند و از چرخه نگرانی رها شود.
4. دارودرمانی
در موارد شدید، داروهای ضداضطراب مانند SSRIs تجویز میشوند.
نگرانی اگرچه بخشی طبیعی از زندگی است، اما در صورت مزمن شدن میتواند به اختلالات جدی روانی و جسمی منجر شود. با شناخت ریشههای نگرانی، خطاهای شناختی و روشهای درمانی مؤثر، میتوان این چرخه معیوب را شکست و به زندگی آرامتر و سالمتری دست یافت.
آیا شما هم تجربه نگرانی شدید را داشتهاید؟
چه راهکارهایی برای مقابله با آن مفید بودهاند
نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.


