نظریه کرنبرگ بر پایه روابط ابژه ؛ چگونه گذشته، حال ما را می‌سازد

نظریه کرنبرگ

نظریه کرنبرگ یکی از تأثیرگذارترین چارچوب‌های نظری در روان‌کاوی و روان‌درمانی است که به درک عمیق‌تر شخصیت و اختلالات روانی کمک می‌کند. اما این نظریه دقیقاً چه می‌گوید و چگونه می‌تواند به درمان اختلالات پیچیده‌ای مانند اختلال شخصیت مرزی کمک کند؟

موسسه طرح زندگی | نظریه کرنبرگ، که توسط اوتو اف. کرنبرگ توسعه یافته است، بر پایه مفاهیمی مانند سطح سازمان‌یابی شخصیت، روابط شیء، و مکانیسم‌های دفاعی استوار است. این نظریه به روان‌درمانگران کمک می‌کند تا با درک ساختار شخصیت و تعارضات درونی بیماران، رویکردی مؤثر در درمان اختلالات شخصیت داشته باشند. به‌ویژه، در درمان اختلال شخصیت مرزی (BPD) و اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) بسیار کاربرد دارد. در ادامه، به بررسی مفاهیم کلیدی، می‌پردازیم.

نظریه کرنبرگ، که توسط اوتو اف. کرنبرگ توسعه یافته است،

Contents

نظریه کرنبرگ؛ عمیق‌ترین لایه‌های ذهن انسان

وقتی صحبت از درک پیچیدگی‌های شخصیت و اختلالات روانی می‌شود، نظریه کرنبرگ یکی از تأثیرگذارترین و جامع‌ترین چارچوب‌های نظری است که روان‌شناسان و روان‌کاوان از آن بهره می‌برند. اوتو اف. کرنبرگ، روان‌کاو برجسته، با ترکیب اصول روان‌کاوی کلاسیک و مفاهیم مدرن روان‌شناسی، این  نظریه را ارائه کرد که امروزه به عنوان یکی از پایه‌های اصلی در درمان اختلالات شخصیت، به ویژه اختلال شخصیت مرزی، شناخته می‌شود.

نظریه کرنبرگ بر این ایده استوار است که شخصیت انسان از طریق درونی‌سازی روابط اولیه و تعاملات بین‌فردی شکل می‌گیرد. این نظریه با تمرکز بر مفاهیمی مانند روابط شیء، ساختار شخصیت، و مکانیسم‌های دفاعی، به روان‌درمانگران ابزاری قدرتمند برای درک و درمان اختلالات پیچیده شخصیت ارائه می‌دهد. کرنبرگ  سطوح مختلف سازمان‌یابی شخصیت را شناسایی کرده است که از سطح عصبی تا سطح روان‌پریش گسترده شده‌اند و هر کدام ویژگی‌ها و چالش‌های منحصر به فرد خود را دارند.

یکی از جنبه‌های نظریه او تأکید آن بر نقش همانندسازی فرافکنانه در روابط بین‌فردی است. این مفهوم به درمانگران کمک می‌کند تا درک بهتری از نحوه تعامل بیماران با دیگران و همچنین انتقال احساسات و تجربیات گذشته به موقعیت‌های فعلی داشته باشند. به همین دلیل، نه تنها در روان‌کاوی، بلکه در روان‌درمانی تحلیلی و درمان اختلالات شخصیت نیز کاربرد گسترده‌ای دارد.

در این پست، به بررسی جامع نظریه کرنبرگ می‌پردازیم. از پیشینه و مفاهیم کلیدی این نظریه گرفته تا کاربردهای آن در درمان اختلالات شخصیت، همه‌چیز را با دقت بررسی خواهیم کرد. اگر می‌خواهید بدانید چگونه نظریه کرنبرگ می‌تواند به درک عمیق‌تری از شخصیت انسان و اختلالات روانی منجر شود، با ما همراه باشید.

درک عمیق‌تری از شخصیت انسان و اختلالات روانی

پیشینه و زمینه‌های شکل‌گیری نظریه کرنبرگ

نظریه کرنبرگ به عنوان یکی از تأثیرگذارترین نظریه‌ها در روان‌کاوی و روان‌درمانی مدرن، ریشه در ترکیبی از ایده‌های روان‌کاوی کلاسیک و مفاهیم نوین روان‌شناسی دارد. اوتو اف. کرنبرگ، تحت تأثیر بزرگان روان‌کاوی مانند زیگموند فروید، ملانی کلاین، و دونالد وینیکات قرار داشت و توانست با تلفیق این ایده‌ها، چارچوبی جدید و جامع برای درک شخصیت و اختلالات روانی ارائه دهد.

تأثیر روان‌کاوی کلاسیک بر نظریه کرنبرگ

یکی از پایه‌های اصلی نظریه کرنبرگ، اصول روان‌کاوی فروید است. فروید بر نقش ناخودآگاه، تعارضات درونی، و مراحل رشد روانی-جنسی در شکل‌گیری شخصیت تأکید داشت. کرنبرگ با الهام از این ایده‌ها، به بررسی نقش تعارضات درونی و مکانیسم‌های دفاعی در سازمان‌یابی شخصیت پرداخت. همچنین، او از مفاهیم کلاین در مورد روابط شیء و همانندسازی فرافکنانه بهره برد تا درک بهتری از نحوه تعامل افراد با دنیای درونی و بیرونی خود ارائه دهد.

ترکیب روان‌شناسی ایگو و روابط شیء

نظریه کرنبرگ همچنین تحت تأثیر روان‌شناسی ایگو (Ego Psychology) و نظریه روابط شیء (Object Relations Theory) قرار دارد. کرنبرگ با ترکیب این دو رویکرد، او به بررسی نقش ایگو در تنظیم هیجانات و روابط بین‌فردی پرداخت. او بر این باور بود که درونی‌سازی روابط اولیه با مراقبان، پایه‌های شخصیت فرد را شکل می‌دهد و اختلال در این فرآیند می‌تواند به اختلالات شخصیت منجر شود.

زمینه‌های بالینی و تحقیقاتی

شکل‌گیری نظریه کرنبرگ تنها به ایده‌های نظری محدود نبود، بلکه بر اساس سال‌ها تجربه بالینی و تحقیقات گسترده کرنبرگ در درمان بیماران مبتلا به اختلالات شخصیت، به ویژه اختلال شخصیت مرزی، توسعه یافت. کرنبرگ  به این نتیجه رسید که اختلالات شخصیت را می‌توان بر اساس سطوح سازمان‌یابی شخصیت (عصبی، مرزی، و روان‌پریش) دسته‌بندی کرد و برای هر سطح، روش‌های درمانی خاصی را پیشنهاد داد.

تأثیرات فرهنگی و اجتماعی

نظریه کرنبرگ نه تنها در روان‌کاوی، بلکه در روان‌شناسی بالینی و روان‌درمانی مدرن نیز تأثیرات عمیقی داشته است. این نظریه با ارائه چارچوبی برای درک اختلالات شخصیت، به درمانگران کمک کرد تا رویکردی ساختارمند و مؤثر در درمان بیماران داشته باشند. امروزه، ای نظریه به عنوان یکی از پایه‌های اصلی در درمان اختلالات شخصیت مرزی و خودشیفته شناخته می‌شود.

تأثیرات فرهنگی و اجتماعی  در نظریه کرنبرگ

مفاهیم کلیدی در نظریه کرنبرگ

نظریه کرنبرگ به عنوان یکی از جامع‌ترین چارچوب‌های نظری در روان‌کاوی و روان‌درمانی، بر پایه چندین مفهوم کلیدی استوار است. این مفاهیم نه تنها به درک ساختار شخصیت کمک می‌کنند، بلکه پایه‌های روش‌های درمانی را نیز تشکیل می‌دهند. در این بخش، به بررسی مهم‌ترین مفاهیم کلیدی  در این بخش می‌پردازیم.

۱. ساختار شخصیت

یکی از مفاهیم محوری در نظریه کرنبرگ، ساختار شخصیت است. کرنبرگ معتقد بود که شخصیت انسان را می‌توان بر اساس سطوح سازمان‌یابی آن دسته‌بندی کرد. این سطوح شامل سطح عصبی، سطح مرزی، و سطح روان‌پریش می‌شوند. هر سطح ویژگی‌ها و مکانیسم‌های دفاعی خاص خود را دارد .

  • سطح عصبی: در این سطح، شخصیت به‌طور کلی منسجم و پایدار است. افراد در این سطح از مکانیسم‌های دفاعی بالغ‌تری مانند سرکوب و والایش استفاده می‌کنند.
  • سطح مرزی: این سطح با بی‌ثباتی هیجانی و استفاده از مکانیسم‌های دفاعی اولیه‌تر مانند همانندسازی فرافکنانه و دوپاره‌سازی مشخص می‌شود.
  • سطح روان‌پریش: در این سطح، شخصیت دچار اختلال شدید است و فرد ممکن است از واقعیت فاصله بگیرد.

۲. روابط شیء

مفهوم روابط شیء در نظریه کرنبرگ از نظریه روابط شیء (Object Relations Theory) الهام گرفته شده است. کرنبرگ بر این باور بود که روابط اولیه فرد با مراقبانش (شیءهای بیرونی) درونی‌سازی می‌شوند و پایه‌های شخصیت او را شکل می‌دهند. این درونی‌سازی‌ها به‌صورت بازنمایی‌های ذهنی از خود و دیگران ذخیره می‌شوند و بر روابط آینده فرد تأثیر می‌گذارند.

۳. مکانیسم‌های دفاعی

مکانیسم‌های دفاعی نقش کلیدی را ایفا می کنند. کرنبرگ معتقد بود که افراد برای مقابله با اضطراب و تعارضات درونی از مکانیسم‌های دفاعی استفاده می‌کنند. این مکانیسم‌ها در سطوح مختلف شخصیت متفاوت هستند. برای مثال، در سطح مرزی، مکانیسم‌هایی مانند دوپاره‌سازی (Splitting) و همانندسازی فرافکنانه (Projective Identification) بیشتر دیده می‌شوند.  این مکانیسم‌ها به‌عنوان ابزارهایی برای تنظیم هیجانات و حفظ تعادل روانی در نظر گرفته می‌شوند.

۴. همانندسازی فرافکنانه

همانندسازی فرافکنانه یکی از مفاهیم پیچیده و جذاب در این نظریه است. این مکانیسم دفاعی شامل فرافکنی احساسات و افکار ناخواسته به دیگران و سپس رفتار به‌گونه‌ای است که آن فرد این احساسات را بروز دهد. این مفهوم به‌خصوص در درمان اختلالات شخصیت مرزی کاربرد دارد، زیرا به درمانگران کمک می‌کند تا تعاملات پیچیده بین بیمار و دیگران را درک کنند.

۵. انتقال و ضد انتقال

در نظریه کرنبرگ، مفاهیم انتقال (Transference) و ضد انتقال (Countertransference) نقش مهمی در فرآیند درمان ایفا می‌کنند. انتقال به فرآیندی اشاره دارد که در آن بیمار احساسات و تجربیات گذشته خود را به درمانگر منتقل می‌کند. ضد انتقال نیز به واکنش‌های هیجانی درمانگر نسبت به بیمار اشاره دارد. این مفاهیم به‌عنوان ابزارهایی قدرتمند برای درک تعارضات درونی بیمار و بهبود فرآیند درمان مورد استفاده قرار می‌گیرند.

مفاهیم کلیدی در نظریه کرنبرگ

سازمان‌یابی شخصیت از دیدگاه کرنبرگ

یکی از جنبه‌های منحصر به فرد نظریه کرنبرگ، دسته‌بندی شخصیت بر اساس سطوح سازمان‌یابی آن است. در نظریه کرنبرگ، شخصیت انسان به سه سطح اصلی تقسیم می‌شود: سطح عصبی، سطح مرزی، و سطح روان‌پریش. هر یک از این سطوح ویژگی‌ها، مکانیسم‌های دفاعی، و چالش‌های خاص خود را دارند که در ادامه به تفصیل بررسی می‌شوند.

۱. سطح عصبی (Neurotic Level)

در نظریه کرنبرگ، سطح عصبی بالاترین سطح سازمان‌یابی شخصیت است. افراد در این سطح معمولاً از ثبات هیجانی و انسجام شخصیتی بالایی برخوردار هستند. ویژگی‌های کلیدی این سطح عبارتند از:

  • ثبات هیجانی: افراد در این سطح می‌توانند هیجانات خود را به‌طور مؤثر مدیریت کنند.
  • مکانیسم‌های دفاعی بالغ: در نظریه کرنبرگ، مکانیسم‌های دفاعی مانند سرکوب (Repression)، والایش (Sublimation)، و عقلانی‌سازی (Rationalization) در این سطح دیده می‌شوند.
  • روابط بین‌فردی پایدار: افراد در این سطح قادر به برقراری روابط سالم و پایدار هستند.

در نظریه کرنبرگ، اختلالات شخصیت در این سطح معمولاً خفیف‌تر هستند و بیشتر به شکل اضطراب‌ها یا افسردگی‌های موقعیتی ظاهر می‌شوند.

۲. سطح مرزی (Borderline Level)

سطح مرزی در نظریه کرنبرگ با بی‌ثباتی هیجانی و استفاده از مکانیسم‌های دفاعی اولیه‌تر مشخص می‌شود. این سطح به‌خصوص در اختلال شخصیت مرزی (BPD) دیده می‌شود. ویژگی‌های کلیدی این سطح عبارتند از:

  • بی‌ثباتی هیجانی: افراد در این سطح اغلب دچار نوسانات شدید هیجانی هستند.
  • مکانیسم‌های دفاعی اولیه: در نظریه کرنبرگ، مکانیسم‌هایی مانند دوپاره‌سازی (Splitting)، همانندسازی فرافکنانه (Projective Identification)، و انکار (Denial) در این سطح شایع هستند.
  • روابط بین‌فردی آشفته: افراد در این سطح اغلب در برقراری روابط پایدار مشکل دارند و ممکن است بین ایده‌آل‌سازی و بی‌ارزش‌سازی دیگران نوسان کنند.

در نظریه کرنبرگ، اختلالات شخصیت مرزی و خودشیفته اغلب در این سطح قرار می‌گیرند. درمان این افراد نیازمند رویکردهای خاصی مانند روان‌درمانی تحلیلی (TFP) است.

۳. سطح روان‌پریش (Psychotic Level)

سطح روان‌پریش در نظریه کرنبرگ پایین‌ترین سطح سازمان‌یابی شخصیت است. افراد در این سطح معمولاً از واقعیت فاصله گرفته و دچار اختلالات شدید روانی هستند. ویژگی‌های کلیدی این سطح عبارتند از:

  • اختلال در آزمون واقعیت: افراد در این سطح ممکن است دچار هذیان (Delusions) و توهم (Hallucinations) شوند.
  • مکانیسم‌های دفاعی ابتدایی: در نظریه کرنبرگ، مکانیسم‌هایی مانند انکار واقعیت و فرافکنی (Projection) در این سطح دیده می‌شوند.
  • روابط بین‌فردی بسیار آشفته: افراد در این سطح اغلب قادر به برقراری روابط معنادار با دیگران نیستند.

در نظریه کرنبرگ، اختلالات روان‌پریشی مانند اسکیزوفرنی در این سطح قرار می‌گیرند. درمان این افراد معمولاً نیازمند ترکیبی از روان‌درمانی و دارودرمانی است.

اهمیت سطوح سازمان‌یابی شخصیت در درمان

در نظریه کرنبرگ، تشخیص سطح سازمان‌یابی شخصیت بیمار نقش کلیدی در تعیین روش درمانی مناسب دارد. برای مثال، بیماران در سطح مرزی ممکن است از روان‌درمانی تحلیلی (TFP) بهره‌مند شوند، در حالی که بیماران در سطح روان‌پریش ممکن است نیاز به مداخلات دارویی و حمایت‌های روان‌پزشکی داشته باشند. نظریه کرنبرگ به درمانگران کمک می‌کند تا رویکردی ساختارمند و مؤثر در درمان اختلالات شخصیت داشته باشند.

در نظریه کرنبرگ، تشخیص سطح سازمان‌یابی شخصیت بیمار

اختلالات شخصیت در نظریه کرنبرگ

نظریه کرنبرگ یکی از جامع‌ترین چارچوب‌ها برای درک و درمان اختلالات شخصیت است. بر اساس نظریه کرنبرگ، اختلالات شخصیت را می‌توان بر اساس سطوح سازمان‌یابی شخصیت (عصبی، مرزی، و روان‌پریش) دسته‌بندی کرد. در این بخش، به بررسی مهم‌ترین اختلالات شخصیت از دیدگاه نظریه کرنبرگ می‌پردازیم.

۱. اختلال شخصیت مرزی (Borderline Personality Disorder – BPD)

اختلال شخصیت مرزی یکی از اختلالات شایع در نظریه کرنبرگ است که معمولاً در سطح مرزی سازمان‌یابی شخصیت قرار می‌گیرد. ویژگی‌های کلیدی این اختلال عبارتند از:

  • بی‌ثباتی هیجانی: افراد مبتلا به BPD اغلب دچار نوسانات شدید هیجانی هستند.
  • روابط آشفته: در نظریه کرنبرگ، این افراد معمولاً در برقراری روابط پایدار مشکل دارند و ممکن است بین ایده‌آل‌سازی و بی‌ارزش‌سازی دیگران نوسان کنند.
  • مکانیسم‌های دفاعی اولیه: مکانیسم‌هایی مانند دوپاره‌سازی (Splitting) و همانندسازی فرافکنانه (Projective Identification) در این افراد شایع هستند.

در نظریه کرنبرگ، درمان اختلال شخصیت مرزی معمولاً شامل روان‌درمانی تحلیلی (TFP) است که بر بهبود ثبات هیجانی و روابط بین‌فردی تمرکز دارد.

۲. اختلال شخصیت خودشیفته (Narcissistic Personality Disorder – NPD)

اختلال شخصیت خودشیفته نیز در نظریه کرنبرگ مورد توجه قرار گرفته است. این اختلال معمولاً در سطح مرزی یا سطح عصبی سازمان‌یابی شخصیت دیده می‌شود. ویژگی‌های کلیدی این اختلال عبارتند از:

  • حس خودبزرگ‌بینی: افراد مبتلا به NPD اغلب خود را برتر از دیگران می‌دانند.
  • نیاز به تحسین: در نظریه کرنبرگ، این افراد معمولاً نیاز شدیدی به تحسین و تأیید دیگران دارند.
  • مکانیسم‌های دفاعی: مکانیسم‌هایی مانند انکار (Denial) و فرافکنی (Projection) در این افراد شایع هستند.

در نظریه کرنبرگ، درمان اختلال شخصیت خودشیفته شامل روان‌درمانی تحلیلی و کار بر روی بهبود روابط بین‌فردی و کاهش حس خودبزرگ‌بینی است.

۳. اختلال شخصیت ضداجتماعی (Antisocial Personality Disorder – ASPD)

اختلال شخصیت ضداجتماعی نیز در نظریه کرنبرگ مورد بررسی قرار گرفته است. این اختلال معمولاً در سطح مرزی یا سطح روان‌پریش سازمان‌یابی شخصیت دیده می‌شود. ویژگی‌های کلیدی این اختلال عبارتند از:

  • بی‌اعتنایی به حقوق دیگران: افراد مبتلا به ASPD اغلب نسبت به حقوق و احساسات دیگران بی‌تفاوت هستند.
  • رفتارهای پرخطر: در نظریه کرنبرگ، این افراد ممکن است درگیر رفتارهای پرخطر و قانون‌شکنی شوند.
  • مکانیسم‌های دفاعی: مکانیسم‌هایی مانند انکار و فرافکنی در این افراد شایع هستند.

به عقیده کرنبرگ درمان اختلال شخصیت ضداجتماعی چالش‌برانگیز است و معمولاً نیازمند ترکیبی از روان‌درمانی و مداخلات رفتاری است.

به عقیده کرنبرگ درمان اختلال شخصیت ضداجتماعی چالش‌برانگیز است

انتقادات و چالش‌های نظریه کرنبرگ

با وجود اینکه نظریه کرنبرگ یکی از تأثیرگذارترین چارچوب‌های نظری در روان‌کاوی و روان‌درمانی است، اما مانند هر نظریه دیگری، با انتقادات و چالش‌هایی مواجه شده است. در این بخش، به بررسی مهم‌ترین انتقادات وارد شده به نظریه کرنبرگ می‌پردازیم.

۱. پیچیدگی و دشواری درک مفاهیم

یکی از انتقادات اصلی به کرنبرگ، پیچیدگی مفاهیم و اصطلاحات تخصصی آن است. مفاهیمی مانند روابط شیء، همانندسازی فرافکنانه، و سطح سازمان‌یابی شخصیت ممکن است برای برخی درمانگران و دانشجویان دشوار و گیج‌کننده باشد. این پیچیدگی می‌تواند باعث شود که برخی افراد در به‌کارگیری نظریه در عمل دچار مشکل شوند.

۲. محدودیت‌های پژوهشی

اگرچه نظریه او بر اساس سال‌ها تجربه بالینی و تحقیقات گسترده شکل گرفته است، اما برخی منتقدان معتقدند که شواهد تجربی کافی برای حمایت از تمامی جنبه‌های این نظریه وجود ندارد. به‌ویژه، مفاهیمی مانند همانندسازی فرافکنانه و سطح سازمان‌یابی شخصیت نیازمند تحقیقات بیشتر برای تأیید اعتبار علمی هستند.

۳. تمرکز بیش از حد بر روان‌کاوی

این نظریه به‌طور عمده بر پایه روان‌کاوی و روان‌درمانی تحلیلی استوار است. این تمرکز ممکن است باعث شود که برخی درمانگران که از رویکردهای دیگر مانند درمان شناختی-رفتاری (CBT) یا درمان‌های مبتنی بر شواهد استفاده می‌کنند، نظریه کرنبرگ را کمتر کاربردی بدانند. این محدودیت می‌تواند باعث شود که برخی افراد از به‌کارگیری این نظریه در عمل خودداری کنند.

۴. چالش‌های تشخیصی

تشخیص دقیق سطح سازمان‌یابی شخصیت و نوع اختلال شخصیت نقش کلیدی در تعیین روش درمانی مناسب دارد. با این حال، برخی منتقدان معتقدند که این تشخیص‌ها ممکن است ذهنی و وابسته به قضاوت درمانگر باشد. این موضوع می‌تواند باعث شود که درمانگران در تشخیص و درمان بیماران دچار خطا شوند.

۵. انتقادات از درمان‌های مبتنی بر نظریه کرنبرگ

روان‌درمانی تحلیلی (TFP) که بر اساس نظریه او  توسعه یافته است، با انتقاداتی مواجه شده است. برخی منتقدان معتقدند که این روش درمانی ممکن است برای برخی بیماران، به‌ویژه آن‌هایی که در سطح روان‌پریش قرار دارند، چندان مؤثر نباشد. همچنین، طولانی‌بودن فرآیند درمان و هزینه‌بر بودن آن نیز از دیگر چالش‌های این روش درمانی است.

۶. نادیده گرفتن عوامل فرهنگی و اجتماعی

کرنبرگ بیشتر بر عوامل درونی و روان‌شناختی تمرکز دارد و ممکن است به اندازه کافی به تأثیر عوامل فرهنگی، اجتماعی، و محیطی بر شکل‌گیری شخصیت و اختلالات روانی توجه نکرده باشد. این محدودیت می‌تواند باعث شود که در برخی فرهنگ‌ها یا جوامع کمتر کاربردی باشد.

کرنبرگ بیشتر بر عوامل درونی و روان‌شناختی تمرکز دارد

منابع و مراجع برای مطالعه بیشتر درباره نظریه کرنبرگ

اگر می‌خواهید در مورد نظریه کرنبرگ بیشتر بدانید و به منابع معتبر و جامع دسترسی داشته باشید، در این بخش برخی از مهم‌ترین کتاب‌ها، مقالات، و منابع آنلاین را معرفی می‌کنیم. این منابع به شما کمک می‌کنند تا درک عمیق‌تری از نظریه کرنبرگ و کاربردهای آن در روان‌شناسی و روان‌درمانی به دست آو

۱. کتاب‌های کلیدی درباره نظریه کرنبرگ

  • “اختلالات شخصیت شدید: راهبردهای روان‌درمانی” (Severe Personality Disorders: Psychotherapeutic Strategies)
    نویسنده: اوتو اف. کرنبرگ
  • “روابط شیء و روان‌درمانی تحلیلی” (Object Relations Theory and Clinical Psychoanalysis)
    نویسنده: اوتو اف. کرنبرگ
  • “روان‌درمانی تحلیلی: نظریه و عمل” (Psychoanalytic Therapy: Principles and Practice)
    نویسنده: اوتو اف. کرنبرگ

۲. مقالات علمی درباره نظریه کرنبرگ

  • “نقش همانندسازی فرافکنانه در درمان اختلالات شخصیت”
  • “سطح سازمان‌یابی شخصیت در نظریه کرنبرگ”

“روان‌درمانی تحلیلی (TFP) و درمان اختلال شخصیت مرزی”

 

نوشته ای از اوتو کرنبرگ

انتهای مطلب.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
تماس