خطای شناختی فیلتر ذهنی: تله‌های ذهنی و راه‌های مقابله

خطای شناختی فیلتر ذهنی: تله‌های ذهنی و راه‌های مقابله

خطای شناختی فیلتر ذهنی یکی از اشتباهات رایج در تفکر ماست که باعث می‌شود تنها بخش‌هایی از واقعیت را ببینیم و بقیه آن را نادیده بگیریم. این خطا می‌تواند تاثیر زیادی بر تصمیم‌گیری‌ها، قضاوت‌ها و حتی روابط ما بگذارد. در این مقاله به بررسی این خطای ذهنی و روش‌های مقابله با آن می‌پردازیم تا بتوانیم تفکری روشن‌تر و دقیق‌تر داشته باشیم.

موسسه روانشناسی طرح زندگی | خطای شناختی فیلتر ذهنی (Mental Filter) ی از انواع اشتباهات ذهنی است که در فرآیند تصمیم‌گیری و تحلیل اطلاعات رخ می‌دهد. این خطای شناختی به این معناست که فرد تنها بخش‌هایی از واقعیت را می‌بیند و درک می‌کند که با باورها، تجربیات یا انتظارات قبلی‌اش هماهنگ است و بقیه اطلاعات را نادیده می‌گیرد یا دست کم می‌گیرد. در واقع، این نوع خطا باعث می‌شود که ذهن انسان اطلاعاتی را فیلتر کند که با دیدگاه‌های از پیش تعیین‌شده او تضاد دارند، در حالی که اطلاعات موافق با باورهای او را برجسته‌تر و معتبرتر می‌بیند.

خطای شناختی فیلتر ذهنی: تاثیرات، علت‌ها و روش‌های مقابله

Contents

خطای شناختی فیلتر ذهنی: تاثیرات، علت‌ها و روش‌های مقابله

این خطای شناختی معمولاً به دلیل تمایل مغز انسان به ساده‌سازی اطلاعات پیچیده و تطابق آن با باورهای قبلی‌اش رخ می‌دهد. ذهن انسان به طور طبیعی برای پردازش اطلاعات جدید به فیلترهایی نیاز دارد که باعث می‌شود تنها اطلاعات مرتبط با نگرش‌ها و تجربیات قبلی فرد مورد توجه قرار گیرند. این مکانیزم می‌تواند برای انسان‌ها مفید باشد تا در برابر سیل عظیم اطلاعاتی که روزانه دریافت می‌کنند، سریع‌تر تصمیم بگیرند. با این حال، این فیلتر کردن اطلاعات می‌تواند موجب سوگیری‌های شناختی و تصمیم‌گیری‌های نادرست شود.

در بسیاری از مواقع، افراد در معرض خطای شناختی فیلتر ذهنی قرار می‌گیرند زیرا ذهن آن‌ها به صورت ناخودآگاه تنها به شواهدی که بر باورهای موجود تأکید می‌کنند توجه می‌کند و شواهد متناقض را نادیده می‌گیرد. این موضوع می‌تواند منجر به قضاوت‌های غیرمنطقی و حتی آسیب‌زننده در تصمیم‌گیری‌های روزمره شود.

مثال‌هایی از خطای شناختی فیلتر ذهنی

  1. تصفیه اطلاعات: تصور کنید فردی که همواره به اخبار منفی توجه می‌کند و به اخبار مثبت بی‌توجه است. این فرد تنها تصاویری منفی از جهان را در ذهن خود نگه می‌دارد و با فیلتر کردن اطلاعات مثبت، نگرشی بدبینانه و ناامیدکننده نسبت به دنیا پیدا می‌کند. در این حالت، خطای شناختی فیلتر ذهنی در حال عمل است.

  2. پیش‌داوری‌ها و قضاوت‌های نادرست: فردی که نسبت به گروهی از مردم پیش‌داوری دارد، ممکن است در مواجهه با افراد از این گروه تنها به رفتارهای منفی آن‌ها توجه کند و رفتارهای مثبت را نادیده بگیرد. این نوع فیلتر کردن اطلاعات باعث تقویت پیش‌داوری‌ها و سوگیری‌های شناختی می‌شود.
  3. تاثیر خطای شناختی فیلتر ذهنی در روابط فردی: این خطا می‌تواند در روابط بین فردی نیز تأثیرگذار باشد. به عنوان مثال، فردی که به‌طور مداوم از اطرافیان خود انتقاد می‌کند و تنها بر روی رفتارهای منفی آن‌ها تمرکز دارد، ممکن است نتواند نکات مثبت و ویژگی‌های برجسته افراد را ببیند. این امر به ایجاد سوءتفاهمات و فاصله‌گیری عاطفی منجر می‌شود.

تاثیرات خطای شناختی فیلتر ذهنی بر تصمیم‌گیری‌ها

خطای شناختی فیلتر ذهنی می‌تواند تأثیرات زیادی بر فرآیند تصمیم‌گیری داشته باشد. وقتی فرد تنها به بخشی از اطلاعات توجه می‌کند که با باورهای قبلی‌اش همخوانی دارد، امکان این که تصمیمات او دچار اشتباهات جدی شود بسیار زیاد است. به عنوان مثال، در فرآیند تصمیم‌گیری مالی، فرد ممکن است تنها بر اساس تجربیات گذشته خود که موفقیت‌آمیز بوده است، تصمیمات مشابهی بگیرد و اطلاعات جدیدتر و متناقض را نادیده بگیرد. این امر می‌تواند منجر به اشتباهات بزرگ در سرمایه‌گذاری یا مصرف مالی شود.

روش‌های مقابله با خطای شناختی فیلتر ذهنی

  1. آگاهی از خطاهای شناختی: اولین گام برای مقابله با خطای شناختی فیلتر ذهنی، آگاهی از وجود این خطا در تفکر و تصمیم‌گیری است. شناخت این خطا به فرد کمک می‌کند که در هنگام تصمیم‌گیری یا تحلیل اطلاعات از فیلترهای ذهنی خود آگاه باشد و آن‌ها را در نظر بگیرد.

  2. دریافت بازخورد از دیگران: یکی از بهترین روش‌ها برای مقابله با این نوع خطا، دریافت نظرات و بازخوردهای دیگران است. گاهی اوقات، دیگران می‌توانند به شواهدی اشاره کنند که ما از آن‌ها غافل هستیم. این بازخوردها می‌توانند به‌طور قابل توجهی به گسترش دیدگاه فرد و کاهش تأثیر خطای شناختی فیلتر ذهنی کمک کنند.
  3. تحلیل اطلاعات از زوایای مختلف: برای مقابله با فیلتر کردن اطلاعات، باید تلاش کرد تا اطلاعات از منابع مختلف جمع‌آوری شود و تمامی جنبه‌ها و زوایای یک مسئله مورد بررسی قرار گیرد. این کار می‌تواند به فرد کمک کند تا از نظر ذهنی بازتر باشد و به اطلاعات مختلف توجه کند.
  4. یادگیری تفکر انتقادی: تقویت مهارت‌های تفکر انتقادی نیز می‌تواند به کاهش تاثیر خطای شناختی فیلتر ذهنی کمک کند. فرد با استفاده از تفکر انتقادی قادر است به شواهد مختلف توجه کند، اطلاعات را به دقت بررسی نماید و به‌جای پذیرش سریع آن‌ها، آن‌ها را تحلیل کند.

خطای شناختی فیلتر ذهنی یک اشتباه رایج در فرآیند تفکر انسان‌ها است که می‌تواند بر تصمیم‌گیری‌ها، قضاوت‌ها و روابط افراد تأثیرات منفی بگذارد. شناخت این خطا و آگاهی از آن می‌تواند به فرد کمک کند تا از آن جلوگیری کرده و تصمیمات بهتری اتخاذ کند. با استفاده از روش‌هایی مانند تحلیل اطلاعات از زوایای مختلف، دریافت بازخورد از دیگران و تقویت مهارت‌های تفکر انتقادی، می‌توان این خطای شناختی را کاهش داد و به تصمیم‌گیری‌های دقیق‌تر و آگاهانه‌تری دست یافت.

آیا خطای شناختی فیلتر ذهنی ناشی از عوامل ژنتیکی یا مشکلات مغزی است؟

 

آیا خطای شناختی فیلتر ذهنی ناشی از عوامل ژنتیکی یا مشکلات مغزی است؟

خطای شناختی فیلتر ذهنی عمدتاً از ریشه‌های شناختی و روانی ناشی می‌شود و بیشتر به نحوه پردازش اطلاعات و الگوهای فکری فرد مربوط است. با این حال، ممکن است عوامل ژنتیکی و مغزی در ایجاد و شدت این خطا تأثیر داشته باشند.

1. عوامل ژنتیکی:

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که برخی از ویژگی‌های شخصیتی مانند حساسیت به استرس و تمایل به افکار منفی می‌توانند جنبه‌های ژنتیکی داشته باشند. اگر فردی در خانواده‌اش مشکلات روانی مانند افسردگی، اضطراب یا اختلالات شخصیتی وجود داشته باشد، ممکن است مستعدتر به تجربیات منفی و خطاهای شناختی مانند فیلتر ذهنی باشد.

2. عوامل مغزی:

تحقیقات نشان می‌دهند که ساختار و عملکرد مغز نیز می‌تواند در نحوه پردازش اطلاعات و شکل‌گیری خطاهای شناختی نقش داشته باشد. برای مثال، فعالیت غیرمعمول در بخش‌هایی از مغز که مسئول تنظیم هیجانات و پردازش افکار منفی هستند (مانند پیشانی مغز یا آمیگدال)، ممکن است به افزایش حساسیت به فیلتر ذهنی و سایر خطاهای شناختی منجر شود.

در نهایت، فیلتر ذهنی معمولاً نتیجه تعامل بین عوامل ژنتیکی، ساختار مغزی و تجارب زندگی فرد است. در حالی که عوامل ژنتیکی و مغزی می‌توانند زمینه‌ساز باشند، تجربیات منفی و باورهای تحریف‌شده در شکل‌گیری و تقویت این خطای شناختی نقش اصلی را دارند.

مثال عملی از خطای شناختی فیلتر ذهنی:

فرض کنید فردی به نام علی در یک شرکت بزرگ مشغول به کار است. او مدتی است که در محیط کار با مشکلاتی مواجه شده است و احساس می‌کند که همکارانش او را نادیده می‌گیرند و به توانایی‌هایش توجه کافی ندارند. علی به دلیل این نگرش، به طور ناخودآگاه به خطای شناختی فیلتر ذهنی دچار می‌شود. او تنها به شواهدی توجه می‌کند که تأییدکننده باور منفی‌اش است و هر چیزی که نشان‌دهنده موفقیت یا تأسیس ارتباط مثبت با دیگران باشد، نادیده می‌گیرد.

در یک روز کاری، رئیس علی در یک جلسه تیمی نظر مثبتی درباره پروژه‌ای که علی روی آن کار می‌کند می‌دهد. رئیس او با اشاره به دستاوردهای علی، اعلام می‌کند که پیشرفت‌های این پروژه بسیار چشمگیر بوده است. علی که به دلیل خطای شناختی فیلتر ذهنی تنها به جنبه‌های منفی محیط کار خود توجه می‌کند، بلافاصله این نظر را نادیده می‌گیرد. او فکر می‌کند که رئیسش فقط به دلیل مسئولیت خود مجبور به بیان چنین جملاتی است و شاید اصلاً منظور خاصی از آن نداشته باشد. در این لحظه، علی فقط شواهدی را که تأییدکننده احساس منفی‌اش نسبت به رئیسش است در ذهن خود تقویت می‌کند و از آن گذشته غافل می‌شود.

مطالب بیشتر:

 

چند روز بعد، یکی از همکاران نزدیک علی از او درخواست می‌کند که در پروژه‌ای جدید همکاری کند و از کمک‌های او استفاده کند. علی که در این مدت همیشه به این باور رسیده است که همکارانش به او توجه نمی‌کنند، با خطای شناختی فیلتر ذهنی به این درخواست پاسخ می‌دهد. او فکر می‌کند که همکارش به او نیاز ندارد و این پیشنهاد صرفاً به دلیل فشار کاری یا اجبار است. در حالی که او هیچ توجهی به دلیلی که همکارش به او نیاز دارد نمی‌کند و این فرصت را از دست می‌دهد.

همچنین، علی چندین بار در طول هفته به ایمیل‌ها و پیام‌های مثبت از جانب همکارانش توجه نمی‌کند و تنها به پیام‌هایی که انتقادآمیز و منفی هستند پاسخ می‌دهد. وقتی یکی از همکاران به او می‌گوید که عملکردش بسیار خوب بوده، علی به سرعت آن را نادیده می‌گیرد و فکر می‌کند که این فقط یک تعارف معمولی است. او تنها به یک ایمیل انتقادی توجه می‌کند که در آن به جزئیات و نقص‌های کار او اشاره شده است. در این لحظه، خطای شناختی فیلتر ذهنی در حال عمل است و علی تنها بر نکات منفی تمرکز می‌کند و از جنبه‌های مثبت غفلت می‌کند.

در نهایت، علی به دلیل خطای شناختی فیلتر ذهنی، همچنان احساس می‌کند که در محیط کارش بی‌ارزش و نادیده گرفته شده است. او این افکار منفی را تقویت می‌کند و از آنجا که همواره به شواهدی که تأییدکننده این افکار هستند توجه می‌کند، حتی در مواقعی که شواهد مثبت و تأییدکننده‌ای در دسترس است، نمی‌تواند تغییر نگرش دهد.

این مثال نشان می‌دهد که چگونه خطای شناختی فیلتر ذهنی می‌تواند باعث شود که فرد تنها به شواهدی توجه کند که تأییدکننده نگرش‌های منفی و از پیش تعیین‌شده او هستند و شواهد مثبت را نادیده بگیرد. در نتیجه، این خطا می‌تواند منجر به ایجاد دیدگاه‌های تحریف‌شده و تصمیمات نادرست شود که فرد را از فرصت‌های مثبت و روابط خوب دور نگه می‌دارد.

بهترین روش‌های درمان خطای شناختی فیلتر ذهنی

بهترین روش‌های درمان خطای شناختی فیلتر ذهنی

درمان خطای شناختی فیلتر ذهنی نیازمند رویکردهای شناختی و رفتاری است که به فرد کمک می‌کند تا نگرش‌های تحریف‌شده خود را شناسایی کرده و به اطلاعات و شواهد جدید و متنوع توجه کند. این فرآیند به طور عمده شامل آگاهی، شناسایی و اصلاح تفکرات منفی است. در ادامه، چند روش درمانی مؤثر برای مقابله با خطای شناختی فیلتر ذهنی توضیح داده می‌شود:

1. درمان شناختی-رفتاری (CBT)

درمان شناختی-رفتاری یکی از مؤثرترین روش‌ها برای درمان خطای شناختی فیلتر ذهنی است. در این رویکرد، افراد یاد می‌گیرند که تفکرات خود را شناسایی کرده و بررسی کنند که آیا این تفکرات واقعی و منطقی هستند یا خیر. در طی درمان، افراد به تدریج یاد می‌گیرند که از دیدگاه‌های منفی و تحریف‌شده خود دوری کنند و به جای آن‌ها، به شواهد مثبت توجه کنند. در این فرآیند، به فرد آموزش داده می‌شود که تفکرات منفی خود را چالش‌برانگیز کرده و آن‌ها را با افکار سازنده‌تر و واقع‌بینانه‌تری جایگزین کند.

گام‌ها در درمان CBT برای خطای شناختی فیلتر ذهنی:

  • شناسایی تفکرات منفی و تحریف‌شده: فرد باید ابتدا آگاه شود که چگونه به طور خودکار به جنبه‌های منفی توجه می‌کند.
  • بررسی شواهد: فرد باید شواهدی را که تأییدکننده تفکرات منفی او هستند ارزیابی کند و همچنین به شواهدی که بر خلاف این تفکرات است، توجه کند.
  • بازسازی شناختی: فرد باید افکار منفی خود را با افکار منطقی‌تر و متعادل‌تری جایگزین کند.
  • تمرینات عملی: فرد باید در زندگی روزمره خود تمرین‌هایی برای توجه به شواهد مثبت انجام دهد.

2. آگاهی و توجه به شواهد متناقض

یکی دیگر از روش‌های مؤثر در درمان خطای شناختی فیلتر ذهنی، تقویت آگاهی فرد از شواهد متناقض است. در این روش، فرد یاد می‌گیرد که هنگام مواجهه با شواهد منفی، باید به شواهد مثبت و متناقض توجه کند. به این ترتیب، فرد می‌تواند از تمرکز بر جنبه‌های منفی به سمت یک دیدگاه متعادل‌تر حرکت کند. این تکنیک معمولاً در قالب فعالیت‌هایی مانند نوشتن فهرستی از شواهد مثبت و منفی در موقعیت‌های مختلف کاربرد دارد.

مثال عملی: اگر فردی به طور مداوم به این فکر می‌کند که در محیط کارش از او قدردانی نمی‌شود، او باید به موقعیت‌هایی فکر کند که در آن‌ها از کارش تقدیر شده است، حتی اگر این تقدیر‌ها کم یا نادر باشند. با یادآوری این شواهد، فرد می‌تواند از نگاه منفی خود فاصله بگیرد و یک دیدگاه واقع‌بینانه‌تر از موقعیت پیدا کند.

3. تمرینات ذهن‌آگاهی (Mindfulness)

تمرینات ذهن‌آگاهی به فرد کمک می‌کنند تا از الگوهای تفکری منفی خود آگاه شده و در لحظه حاضر زندگی کنند. این روش به افراد کمک می‌کند تا از فیلتر ذهنی خود خارج شوند و به جای تمرکز بر روی افکار منفی و تحریف‌شده، به تجربه‌های فعلی خود توجه کنند. ذهن‌آگاهی شامل تمرکز بر تنفس، مشاهده احساسات و افکار بدون قضاوت و افزایش آگاهی از لحظه حاضر است.

چگونگی تأثیر ذهن‌آگاهی در درمان خطای شناختی فیلتر ذهنی:

  • فرد یاد می‌گیرد که افکار منفی را فقط به عنوان افکار بپذیرد و نه حقیقت‌های قطعی.
  • تمرکز بر لحظه حاضر کمک می‌کند تا از گذشته و افکار تحریف‌شده رها شود.
  • تمرین‌های ذهن‌آگاهی به فرد کمک می‌کند تا از فیلترهای ذهنی خود فاصله گرفته و تجربیات واقعی و بی‌طرفانه‌تر را تجربه کند.

4. بازسازی شناختی و بررسی دقیق تر رویدادها

یکی دیگر از تکنیک‌ها برای مقابله با خطای شناختی فیلتر ذهنی، بازسازی شناختی است. این روش شامل تجزیه و تحلیل دقیق‌تر رویدادها و یافتن جنبه‌های مثبت و منفی آن‌ها به طور همزمان است. بازسازی شناختی به فرد کمک می‌کند تا موقعیت‌ها را از زوایای مختلف بررسی کند و از تصمیمات یک‌بعدی و تحریف‌شده جلوگیری کند.

مثال: اگر فردی به خاطر یک انتقاد از رئیس خود احساس بی‌ارزشی کند، باید تمام جنبه‌های موقعیت را بررسی کند. این شامل بررسی دلایل انتقاد و توجه به دیگر شواهد مثبت از عملکردش است، مانند تحسین‌های قبلی یا دستاوردهای موفقیت‌آمیز.

5. تکنیک‌های مثبت‌اندیشی و تقویت خودباوری

درمانگر ممکن است از تکنیک‌های مثبت‌اندیشی و تقویت خودباوری استفاده کند تا به فرد کمک کند به جنبه‌های مثبت خود و زندگی‌اش توجه کند. این شامل استفاده از عبارات تأکیدی مثبت، نوشتن دستاوردهای شخصی و یادآوری موفقیت‌ها است. این روش می‌تواند به فرد کمک کند تا اعتماد به نفس و دیدگاه مثبت‌تری نسبت به خود و محیطش پیدا کند.

در نهایت، درمان خطای شناختی فیلتر ذهنی نیازمند آگاهی از افکار منفی و تحریف‌شده، تجزیه و تحلیل دقیق‌تر شواهد و جایگزینی آن‌ها با افکار متعادل‌تر و واقع‌بینانه است. درمان‌های شناختی-رفتاری، تمرینات ذهن‌آگاهی، بازسازی شناختی و تکنیک‌های مثبت‌اندیشی از بهترین روش‌ها برای مقابله با این خطای ذهنی هستند. با استفاده از این تکنیک‌ها، افراد می‌توانند از دایره محدود افکار منفی خارج شده و به جنبه‌های مثبت و واقع‌بینانه‌تر زندگی خود توجه کنند.

نظریات روانشناسان بزرگ درباره خطای شناختی فیلتر ذهنی

نظریات روانشناسان بزرگ درباره خطای شناختی فیلتر ذهنی

خطای شناختی فیلتر ذهنی یکی از مسائل عمده‌ای است که در نظریات روانشناسی شناختی و درمانی مورد توجه قرار گرفته است. روانشناسان بزرگ معتقدند که این خطای شناختی تاثیرات زیادی بر شیوه‌های تفکر، تصمیم‌گیری و درک انسان‌ها از واقعیت دارد. در ادامه به بررسی نظریات چند تن از روانشناسان برجسته در این زمینه می‌پردازیم.

1. آلیس و نظریه درمان عقلانی-هیجانی (REBT)

آلبرت آلیس، روان‌شناس و بنیان‌گذار درمان عقلانی-هیجانی (REBT)، یکی از نخستین کسانی بود که به تأثیر خطای شناختی فیلتر ذهنی بر روی رفتار و احساسات انسان‌ها اشاره کرد. او معتقد بود که افراد معمولاً به دلیل داشتن افکار منفی و غلط، به طور ناخودآگاه اطلاعاتی را که با این افکار مغایرت دارند، نادیده می‌گیرند. به نظر آلیس، خطای شناختی فیلتر ذهنی یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد افسردگی، اضطراب و دیگر اختلالات روانی است. او اظهار داشت که وقتی فرد به دلیل فیلتر ذهنی تنها به جنبه‌های منفی زندگی توجه می‌کند و دیگر ابعاد آن را نادیده می‌گیرد، این امر به تقویت احساسات منفی و دیدگاه‌های تحریف‌شده در فرد منجر می‌شود.

آلیس برای مقابله با این نوع خطای شناختی، درمانی مبتنی بر شناخت و تغییر الگوهای فکری پیشنهاد می‌داد. او توصیه می‌کرد که افراد با تمرکز بر افکار و شواهد جدید، به جای اتکا به تفکرات منفی گذشته، سعی کنند دیدگاه‌های خود را گسترش دهند و به جنبه‌های مثبت توجه کنند.

2. آرون بک و درمان شناختی

آرون بک، بنیان‌گذار درمان شناختی، به طور گسترده‌ای به بررسی خطای شناختی فیلتر ذهنی پرداخته است. بک معتقد بود که افراد افسرده به طور خاص در معرض خطای شناختی فیلتر ذهنی قرار دارند. در نظریه او، خطای شناختی فیلتر ذهنی به این صورت عمل می‌کند که افراد به طور گزینشی تنها به جنبه‌های منفی تجربیات خود توجه می‌کنند و جنبه‌های مثبت را نادیده می‌گیرند. او به این پدیده “تفکر همه یا هیچ” اشاره کرد که در آن فرد به صورت افراطی یا کاملاً سیاه و سفید به مسائل نگاه می‌کند.

آرون بک تاکید داشت که برای درمان افسردگی و دیگر اختلالات عاطفی، باید این نوع فیلتر کردن اطلاعات اصلاح شود. به عقیده بک، با کمک درمان شناختی، افراد می‌توانند یاد بگیرند که چگونه تفکرات منفی خود را شناسایی کرده و آن‌ها را با افکار منطقی‌تر و متعادل‌تری جایگزین کنند.

3. دانیل کاهنمن و تفکر سریع و آهسته

دانیل کاهنمن، روان‌شناس و برنده جایزه نوبل اقتصاد، در کتاب معروف خود “تفکر سریع و آهسته”، به این موضوع پرداخته است که چگونه انسان‌ها در فرایند تصمیم‌گیری تحت تاثیر خطای شناختی فیلتر ذهنی قرار می‌گیرند. کاهنمن توضیح می‌دهد که ذهن انسان دارای دو سیستم است: سیستم 1 که سریع، شهودی و اتوماتیک است و سیستم 2 که کند، منطقی و آگاهانه عمل می‌کند. او معتقد است که در بسیاری از مواقع، انسان‌ها به دلیل اعتماد به سیستم سریع و اتوماتیک خود، به خطای شناختی فیلتر ذهنی دچار می‌شوند. در این سیستم، افراد تنها به اطلاعاتی که با باورهای قبلیشان هم‌راستا است توجه می‌کنند و اطلاعات متناقض را نادیده می‌گیرند.

کاهنمن در نظریات خود تأکید دارد که این نوع تفکر سریع و فیلتر کردن اطلاعات می‌تواند منجر به تصمیمات نادرست شود، زیرا ما تمایل داریم به شواهدی که نگرش‌های قبلی‌مان را تایید می‌کنند توجه بیشتری داشته باشیم. او پیشنهاد می‌کند که افراد برای جلوگیری از این نوع خطا باید به طور آگاهانه و با استفاده از سیستم 2، تفکر خود را مورد بازبینی قرار دهند و به اطلاعات جدید توجه بیشتری کنند.

4. جانیت دوود و نظریه پردازش اطلاعات

جانیت دوود، روان‌شناس شناختی، به بررسی چگونگی پردازش اطلاعات توسط ذهن انسان و تاثیرات خطای شناختی فیلتر ذهنی پرداخته است. او معتقد است که فیلتر ذهنی به عنوان یک فرآیند ناخودآگاه، مانع از این می‌شود که فرد اطلاعاتی را که مغایر با باورها و نگرش‌های او هستند، بپذیرد. دوود اشاره کرد که این نوع فیلتر کردن اطلاعات می‌تواند به گونه‌ای باشد که فرد تنها بر اساس تجربیات گذشته خود تصمیم بگیرد و حتی زمانی که شواهد جدید و مخالف با این تجربیات وجود دارد، آن‌ها را نادیده بگیرد.

به گفته دوود، برای مقابله با خطای شناختی فیلتر ذهنی، افراد باید یاد بگیرند که چگونه ذهن خود را در مواجهه با اطلاعات جدید بازتر کنند و به شواهد مختلف توجه کنند، نه تنها به اطلاعاتی که از قبل در ذهن آن‌ها قرار دارند.

در نهایت، نظریات روانشناسان بزرگ نشان می‌دهند که خطای شناختی فیلتر ذهنی یکی از مهم‌ترین عواملی است که تفکر و تصمیم‌گیری‌های انسان‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این خطا باعث می‌شود که فرد تنها به اطلاعاتی که با باورها و تجربیات قبلی او هم‌خوانی دارد توجه کند و بقیه اطلاعات را نادیده بگیرد. روانشناسان مختلف مانند آلیس، بک، کاهنمن و دوود، بر اهمیت شناخت و اصلاح این خطای ذهنی تاکید دارند و پیشنهاد می‌کنند که افراد باید با استفاده از روش‌های درمانی شناختی و بازبینی آگاهانه تفکرات خود، از تاثیرات منفی آن جلوگیری کنند.

نگاهی به سخن آلبرت الیس درباره خطای شناختی فیلتر ذهنی

نگاهی به سخن آلبرت الیس درباره خطای شناختی فیلتر ذهنی

یکی از سخنان مشهور آلبرت الیس، روان‌شناس و بنیان‌گذار درمان شناختی-رفتاری (CBT)، در زمینه خطاهای شناختی و به ویژه خطای شناختی فیلتر ذهنی چنین است:

“ما نمی‌توانیم خود را از احساسات منفی رها کنیم مگر اینکه یاد بگیریم که چگونه به افکار خود نگاه کنیم و آنها را به چالش بکشیم. افکار منفی و تحریف‌شده تنها به این دلیل که به صورت خودکار و بدون تفکر ظاهر می‌شوند، حقیقت ندارند.”

این سخن آلبرت الیس بر اهمیت شناسایی و تغییر افکار تحریف‌شده، مانند فیلتر ذهنی، تأکید می‌کند و اشاره دارد که ما می‌توانیم با به چالش کشیدن این افکار و جایگزینی آن‌ها با افکار منطقی‌تر، از تاثیرات منفی این خطای شناختی جلوگیری کنیم.

انتهای مطلب

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
تماس