اختلالات عملکرد جنسی و رفتارهای جنسی مشکل‌ساز در اختلالات شخصیت

اختلالات عملکرد جنسی و رفتارهای جنسی مشکل‌ساز در اختلالات شخصیت

اختلالات عملکرد جنسی، که خود را در قالب مشکلاتی مانند کم‌میلی جنسی، اختلال نعوظ یا ناتوانی در رسیدن به ارگاسم نشان می‌دهد، در افراد مبتلا به اختلالات شخصیت بسیار شایع‌تر از جمعیت عمومی است. این چالش‌ها تنها یک علامت مجزا نیستند، بلکه اغلب بازتاب عمیق‌تری از آشفتگی‌های درونی، الگوهای ناسازگار ارتباطی و آسیب‌های هیجانی هستند که در هسته‌ی اختلالات شخصیت قرار دارند.

در بسیاری موارد، این مشکلات عملکردی با طیف گسترده‌ای از رفتارهای جنسی مشکل‌ساز، مانند رفتارهای تکانشی و پرخطر، اجبار جنسی یا اجتناب از صمیمیت، همراه می‌شوند و یک چرخه معیوب از پریشانی فردی و تعارض بین‌فردی را ایجاد می‌کنند. درک این ارتباط پیچیده برای ارزیابی دقیق و طراحی مداخلات درمانی مؤثر ضروری است.

آرش سلطان بگلو | درک پویایی‌های زیربنایی این ارتباط پیچیده، نیازمند عبور از نگاه صرفاً علامتمحور و بررسی ریشه‌های شکل‌گیری شخصیت است. مطالعات نشان می‌دهند تجربیات نامطلوب کودکی، به ویژه سوءاستفاده‌های جنسی، به عنوان یک عامل مشترک و زمینه‌ساز، هم در تثبیت ساختار شخصیت ناسازگار و هم در شکل‌گیری الگوهای رفتاری جنسی آسیب‌زا نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کنند.

از این منظر، رفتار جنسی فرد تنها یک علامت مجزا نیست، بلکه بازتابی از جهان درونی، مکانیسم‌های دفاعی و الگوهای دلبستگی او است که در بستر روابط صمیمانه آشکار می‌شود. این بینش، لزوم اتخاذ یک رویکرد یکپارچه‌نگر در ارزیابی و درمان را پررنگ می‌سازد؛ رویکردی که در آن، اختلال شخصیت و دشواری‌های جنسی نه به عنوان مقولاتی جدا، بلکه به عنوان تظاهرات درهم‌تنیده‌ی یک زخم عمیق‌تر روانشناختی مورد توجه قرار می‌گیرند.

مقدمه‌ای بر ارتباط اختلالات شخصیت و عملکرد جنسی

مقدمه‌ای بر ارتباط اختلالات شخصیت و عملکرد جنسی

اختلالات شخصیت (Personality Disorders – PDs) به عنوان الگوهای نافذ و بادوام رفتاری، شناختی و هیجانی تعریف می‌شوند که در نوجوانی یا اوایل بزرگسالی آغاز می‌شوند، انعطاف‌ناپذیر هستند و باعث ناراحتی قابل توجه یا اختلال در عملکرد فرد در حوزه‌های مختلف زندگی از جمله روابط بین‌فردی می‌گردند. این اختلالات رنج عمیقی را برای فرد به همراه دارند و توانایی او برای داشتن یک زندگی طبیعی و برقراری روابط رضایت‌بخش را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهند.

از دیدگاه روان‌پویشی معاصر، به ویژه در نظریه روابط ابژه کرنبرگ، ظرفیت برای عشق ورزیدن و ایجاد صمیمیت یک شاخص کلیدی سلامت روان و عملکرد شخصیت محسوب می‌شود. محدودیت در این ظرفیت، که اغلب در شخصیت‌هایی با ویژگی‌های برجسته‌ی پارانوئید، خودشیفته و مازوخیستی دیده می‌شود، هسته مرکزی آسیب روانی در اختلالات شخصیت است.

عملکرد جنسی انسان نیز پدیده‌ای پیچیده است که تحت تأثیر عوامل زیستی، روان‌شناختی، فرهنگی و ارتباطی شکل می‌گیرد. تحقیقات نشان می‌دهند که عملکرد شخصیت نقش محوری در شکل‌دهی به رفتار جنسی، سلامت جنسی و بروز مشکلات جنسی ایفا می‌کند. در بسیاری از موارد، مشکلات جنسی (مانند اختلالات عملکرد جنسی یا رفتارهای جنسی مشکل‌ساز) می‌توانند تظاهرات بالینی مستقیم یک اختلال شخصیت زمین‌ای باشند.

عامل مشترک و کلیدی که هم در شکل‌گیری اختلالات شخصیت و هم در بروز مشکلات جنسی نقش دارد، تجربیات زندگی آسیب‌زا (Trauma)، به ویژه تجربیات نامطلوب دوران کودکی (Adverse Childhood Experiences – ACEs) مانند سوء استفاده جنسی در کودکی است. این تجربیات اولیه، هم بنیان شخصیت و هم الگوهای ارتباطی و جنسی فرد را در بزرگسالی به شیوه‌ای ناسازگارانه شکل می‌دهند.

برای نمونه، در اختلال شخصیت مرزی (BPD) که اغلب با سابقه تروما و سبک دلبستگی ناایمن همراه است، رفتار جنسی می‌تواند به شکل تکانشی، پرخطر و مملو از تعارض در رابطه ظاهر شود. در اختلال شخصیت خودشیفته (NPD)، ممکن است رفتار جنسی در خدمت تأییدطلبی و خودبزرگ‌بینی قرار گیرد و با بی‌وفایی همراه باشد.

بنابراین، درک ارتباط سه‌گانه و عمیق بین تروما، شخصیت و سکسوالیته برای پژوهش‌های آینده و همچنین برای مداخلات بالینی مؤثر، ضروری به نظر می‌رسد. هدف این مرور سیستماتیک، بررسی ساختاریافته‌ی همین ارتباط پیچیده و ارائه‌ی تصویری روشن از چگونگی تأثیرگذاری صفات و اختلالات شخصیت بر حوزه جنسی است.

تأثیر تجربیات آسیب‌زای کودکی , و تروما

ردپای گذشته: تأثیر تجربیات آسیب‌زای کودکی

تحقیقات تأیید می‌کنند که اتفاقات ناگوار دوران کودکی، به ویژه سوءاستفاده جنسی، نقش یک عامل پیش‌بین قوی را برای بروز اختلالات شخصیت در آینده ایفا می‌کنند.

  • افرادی که این تجربیات را دارند، در مقایسه با دیگران، نمرات بالاتری در حوزه‌های پاتولوژیک شخصیت مانند روان‌پریشی‌گرایی، گشودگی منفی و بی‌ثباتی هیجانی می‌گیرند.

  • هر چه فرد تجربیات نامطلوب بیشتری (مثل غفلت، خشونت خانوادگی، سوءاستفاده) را گزارش کند، احتمال تشخیص اختلال شخصیت ضداجتماعی در او به شکل قابل توجهی افزایش می‌یابد. یک مطالعه نشان داد به ازای هر مورد اضافی از این تجربیات، این احتمال ۱۱ درصد بیشتر می‌شود.

  • جالب اینجاست که در مواجهه با سطوح بالای آسیب‌های کودکی، حتی وجود تاب‌آوری در کودک نیز نمی‌تواند لزوماً به عنوان یک سپر محافظ در برابر رفتارهای پرخطر و نشانه‌های اختلال شخصیت در آینده عمل کند.

نمود در رابطه: تأثیر اختلالات شخصیت بر زندگی جنسی

نوع و شدت ویژگی‌های شخصیتی، کیفیت و سلامت زندگی جنسی فرد را به شکل ملموسی تحت تأثیر قرار می‌دهد:

  • در درمان مشکلات جنسی: حضور همزمان ویژگی‌های اختلال شخصیت (مثل شخصیت‌های خودشکن یا خودشیفته) می‌تواند روند درمان مشکلاتی مانند اختلال نعوظ را پیچیده کند. درحالی که صفات خودشکن با موارد شدیدتر مشکل جنسی مرتبط بود، جالب است که ویژگی‌های خودشیفته گاهی با پاسخ بهتر به درمان همراه دیده شد.

  • در کیفیت رابطه: برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، حوزه “سکسوالیته” اغلب به یک زمینه تعارض حل‌نشده دائمی با شریک عاطفی تبدیل می‌شود. این میزان در مقایسه با زوج‌های سالم بسیار بالاتر است.

  • در میل و بازداری جنسی: تیپ شخصیتی فرد بر سیستم برانگیختگی و بازداری جنسی او تأثیر می‌گذارد. به عنوان مثال، زنان با برون‌گرایی بالا، معمولاً سطح برانگیختگی جنسی بیشتری گزارش می‌کنند، در حالی که نوروتیسیسم (روان‌رنجوری) بالا با بازداری جنسی بیشتر همراه است.

  • در تصویر بدن و عملکرد: بین زیرگونه‌های مختلف شخصیت خودشیفته و عملکرد جنسی نیز رابطه معناداری دیده می‌شود. خودشیفتگی آسیب‌پذیر (که با حساسیت به طرد و شرم مشخص می‌شود) با عملکرد جنسی ضعیف‌تر و اشتغال ذهنی بیشتر با تصویر بدن همراه است. در مقابل، خودشیفتگی بزرگ‌منش ممکن است با عملکرد جنسی بالاتر ارتباط داشته باشد.

رفتارهای پرخطر و الگوهای خاص

مرور مطالعات، الگوهای مشخصی از رفتارهای جنسی پرخطر را در برخی اختلالات شخصیت نشان می‌دهد:

  • در یک مطالعه روی نوجوانان و جوانان، سه الگوی رفتار جنسی پرخطر شناسایی شد: ۱) الگوی کم‌خطر، ۲) الگوی سکس محافظت‌نشده در رابطه، و ۳) الگوی سکس تکانشی خارج از رابطه. جوانانی که ویژگی‌های بارز اختلال شخصیت مرزی را داشتند، به طور معناداری بیشتر در الگوی سوم (سکس تکانشی) قرار گرفتند.

  • ویژگی‌های مرزی در نوجوانی پیش‌بینیکننده افزایش رفتارهای جنسی پرخطر در سال‌های بعد است. هر چه نشانه‌های این اختلال در ۱۴ سالگی بیشتر باشد، سیر افزایشی این رفتارها تا ۱۸ سالگی نیز شدیدتر خواهد بود.

  • حتی صفات خاص شخصیتی مانند تمایل به بهره‌کشی که در خودشیفتگی دیده می‌شود، می‌تواند با شروع زودتر فعالیت جنسی در نوجوانی مرتبط باشد.

تروما: نقطه تلاقی شخصیت و سکسوالیته

مطالعات به وضوح نشان می‌دهند که تجربیات آسیب‌زای کودکی، به ویژه سوءاستفاده جنسی، یک عامل مشترک و زمینه‌ساز در شکل‌گیری هم اختلالات شخصیت و هم الگوهای ناسازگارانه جنسی است.

  • این یافته از نظریه «آزاردهنده-آزارگر» در رفتارهای ضداجتماعی حمایت می‌کند و نشان می‌دهد افرادی که خود قربانی خشونت جنسی بوده‌اند، در معرض خطر بیشتری برای بروز رفتارهای پرخطر جنسی یا حتی ارتکاب جرم جنسی در آینده هستند.

  • به نظر می‌رسد تروما، بنیاد شخصیت را بر پایه‌ای ناایمن بنا می‌گذارد که هم در ایجاد روابط صمیمانه سالم و هم در تنظیم رفتار جنسی، اختلال ایجاد می‌کند. نتیجه این فرآیند می‌تواند به شکل رفتار جنسی اجباری یا رفتارهای پرخطر جنسی ظاهر شود.

نقش نوع اختلال شخصیت: یک الگوی مختص به هر خوشه

تأثیر اختلال شخصیت بر زندگی جنسی، بسته به خوشه تشخیصی، الگوی متفاوتی دارد:

  • خوشه A (مانند پارانوئید، اسکیزوئید): تمرکز اصلی بر فقدان علاقه یا بی‌اعتمادی عمیق در برقراری روابط نزدیک است. این موضوع به طور طبیعی به فقدان انگیزه یا لذت از رابطه جنسی سالم منجر می‌شود.

  • خوشه B (مانند مرزی، خودشیفته، ضداجتماعی): بارزترین ویژگی، آشفتگی هیجانی و رفتارهای تکانشی است که مستقیماً در حوزه جنسی نمایان می‌شود:

    • اختلال شخصیت مرزی (BPD): رفتار جنسی اغلب به ابزاری برای تنظیم هیجانات شدید، جبران احساس پوچی یا تأییدطلبی تبدیل می‌شود. این امر منجر به سکس تکانشی، پرخطر و مملو از تعارض می‌گردد. برای این افراد، سکسوالیته می‌تواند یک حوزه دائمی کشمکش در رابطه عاطفی باشد.

    • اختلال شخصیت خودشیفته (NPD): رفتار جنسی ممکن است در خدمت تقویت خودبزرگ‌بینی، تأییدگری بیرونی یا تحقیر دیگران قرار گیرد. این نگاه ابزاری می‌تواند به بی‌وفایی مزمن یا ناتوانی در ایجاد صمیمیت واقعی منجر شود.

    • اختلال شخصیت ضداجتماعی (ASPD): رفتار جنسی ممکن است با بهره‌کشی، فریب و فقدان کامل همدلی همراه باشد و در نهایت به قربانی کردن دیگران یا ارتباط با جرائم جنسی بینجامد.

  • خوشه C (مانند وابسته، اجتنابی): الگوی اصلی ترس و اضطراب است. در اختلال شخصیت وابسته، ترس از طرد شدن ممکن است فرد را به اطاعت افراطی در رابطه جنسی سوق دهد. در اختلال شخصیت اجتنابی، ترس شدید از تحقیر یا رد شدن می‌تواند باعث اجتناب کلی از موقعیت‌های صمیمانه و جنسی شود.

 پیامدهای بالینی: ضرورت نگرشی یکپارچه

  1. ارزیابی جامع: در مواجهه با هر مراجع مبتلا به اختلال عملکرد جنسی یا رفتار جنسی مشکل‌ساز، ارزیابی دقیق صفات شخصیت و سابقه تروما باید به یک روال استاندارد تبدیل شود. نادیده گرفتن این لایه، درمان را ناقص و بی‌اثر می‌کند.

  2. تأثیر بر روند درمان: حضور همزمان اختلال شخصیت می‌تواند پیش‌آگهی درمان مشکلات جنسی (مانند اختلال نعوظ) را تحت تأثیر قرار دهد. برای مثال، ویژگی‌های خودشکن ممکن است بهبودی را کند کرده، در حالی که ویژگی‌های خودشیفته گاهی به دلایلی مانند انگیزه بالا برای حفظ تصویر قدرتمند می‌تواند با پاسخ بهتری همراه باشد. درمانگر باید این پویایی‌ها را در نظر بگیرد.

  3. پیشگیری و مداخله زودهنگام: شناسایی نوجوانان با صفات مرزی یا سابقه سوءاستفاده و ارائه مداخلات روانشناختی مناسب، می‌تواند از تثبیت الگوهای پرخطر جنسی در بزرگسالی جلوگیری کند.

  4. درمان یکپارچه: درمان مؤثر نیازمند یکپارچه‌سازی درمان‌های روان‌پویشی یا شناختی-رفتاری متمرکز بر اختلال شخصیت و تروما، با درمان‌های تخصصی حوزه جنسی است. هدف نهایی، درمان علت ریشه‌ای (اختلال در شخصیت و پیامدهای تروما) به جای تمرکز صرف بر نشانه جنسی است.

در یک نگاه کلی، این مرور نشان می‌دهد که مشکلات جنسی را نمی‌توان جدای از کلیت شخصیت فرد درک یا درمان کرد. سکسوالیته آینه‌ای است که عمیق‌ترین الگوهای ارتباطی، هیجانی و هویتی فرد در آن نمایان می‌شود.

نتیجه‌گیری و جمع‌بندی

این مرور سیستماتیک با تحلیل شواهد پژوهشی جدید، تصویری روشن و قابل‌تأمل از ارتباط درهم‌تنیده‌ی بین شخصیت و سکسوالیته ارائه می‌دهد. یافته‌ها به‌طور قاطع نشان می‌دهند که وجود صفات پاتولوژیک شخصیت یا یک اختلال شخصیت تمام‌عیار، احتمال تجربه‌ی مشکلات جنسی و نشانه‌های رفتاری در این حوزه را به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای افزایش می‌دهد. در قلب این ارتباط پیچیده، یک عامل مشترک و زیربنایی قرار دارد: تروما.

تجربیات زندگی آسیب‌زا، به‌ویژه آن‌هایی که در سال‌های حساس شکل‌گیری کودکی رخ می‌دهند، نه‌تنهادستگاه روانی فرد، بلکه بنیان شخصیت و الگوهای ارتباطی و جنسی او را در بزرگسالی شکل می‌دهند. تروما به‌عنوان یک خمیرمایه‌ی مشترک، هم در پدیدآیی اختلالات شخصیت و هم در بروز الگوهای جنسی ناسازگارانه از رفتارهای اجباری و پرخطر گرفته تا اجتناب و تعارض نقش ایفا می‌کند. در واقع، شخصیتی که بر بستری از آسیب رشد می‌کند، اغلب در ایجاد روابط صمیمانه و برقراری یک زندگی جنسی سالم و رضایت‌بخش دچار اختلال می‌شود.

از منظری بالینی، این مرور بر ضرورت تغییر نگرش و ارتقای رویکردهای تشخیصی-درمانی تأکید می‌کند. ارزیابی مشکلات جنسی نمی‌تواند و نباید در خلأ انجام شود. هرگونه سنجش و مداخله در حوزه‌ی سلامت جنسی باید به‌طور جدی و نظام‌مند، ارزیابی شخصیت و کاوش در تاریخچه‌ی تجربیات آسیب‌زای فرد را نیز دربرگیرد. غفلت از این لایه‌ی عمیق‌تر، اغلب به درمان‌های سطحی و ناکام می‌انجامد.

درک این ارتباط سه‌گانه( تروما، شخصیت، و سکسوالیته) یک ضرورت پژوهشی و یک اصل بنیادین برای طراحی مداخلات درمانی یکپارچه، مؤثر و انسان‌مدار است. آینده‌ی مطالعات در این حوزه باید معطوف به کشف سازوکارهای دقیق‌تر این ارتباط و طراحی پروتکل‌های درمانی ترکیبی باشد که به‌طور همزمان به زخم‌های گذشته، الگوهای ناکارآمد حال، و آشفتگی‌های جنسی فرد بپردازد.

منبع:

Ciocca, G., Di Stefano, R., Collazzoni, A., Jannini, T. B., Di Lorenzo, G., Jannini, E. A., Rossi, A., & Rossi, R. (2023). Sexual dysfunctions and problematic sexuality in personality disorders and pathological personality traits: A systematic review. Current Psychiatry Reports, *25*(3), 93–103

.

.

.

انتهای مطلب.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
تماس