طرحواره‌ های افراد افسرده؛ نگاهی عمیق به الگوهای ناسازگار اولیه در افسردگی

طرحواره‌ های افراد افسرده؛ نگاهی عمیق به الگوهای ناسازگار اولیه در افسردگی

طرحواره‌ های افراد افسرده نقش محوری در شکل‌گیری و تداوم هیجانات منفی، احساس ناتوانی و چرخه معیوب افسردگی دارند. پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند که الگوهای ناسازگار اولیه نه‌تنها در کودکی شکل می‌گیرند، بلکه در بزرگسالی نیز به‌عنوان چارچوبی برای پردازش اطلاعات عمل می‌کنند و زمینه‌ساز تثبیت دیدگاه‌های منفی درباره خود، دیگران و آینده می‌شوند. مطالعه‌ای که بر پایه نمونه دانشجویان انجام شده، به‌طور مشخص نشان می‌دهد برخی طرحواره‌ها مانند شکست، محرومیت هیجانی، انزوا، نقص و وابستگی/بی‌کفایتی در افراد افسرده با شدت بیشتری فعال‌اند. شناخت این طرحواره‌ها به درمانگران و مراجعان کمک می‌کند ریشه افسردگی را نه‌تنها در سطح نشانه‌ها، بلکه در سطح ساختارهای عمیق شناختی-هیجانی درک کنند.

طرحواره‌های افراد افسرده؛ الگوهایی که افکار و هیجانات را هدایت می‌کنند

موسسه روانشناسی طرح زندگی؛ طرحواره‌های ناسازگار اولیه مجموعه‌ای از باورهای ریشه‌دار، تجربه‌شده و غالباً ناهشیار هستند که فرد براساس آن‌ها جهان را تفسیر می‌کند. در افراد افسرده، این طرحواره‌ها نه‌تنها فعال‌تر هستند، بلکه پردازش اطلاعات را به‌سمت بدبینانه‌ترین تفسیرها سوق می‌دهند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که برخی الگوها در افسردگی برجسته‌تر از سایر طرحواره‌ها هستند و نقش مهمی در تثبیت چرخه ناامیدی و درماندگی ایفا می‌کنند.

طرحواره شکست؛ تجربه دائمی ناتوانی و ناکامی

طرحواره شکست؛ تجربه دائمی ناتوانی و ناکامی

در طرحواره شکست، فرد به این باور می‌رسد که در اغلب حوزه‌های زندگی محکوم به شکست است. این طرحواره باعث می‌شود افراد افسرده حتی قبل از شروع یک فعالیت، نتیجه را منفی پیش‌بینی کنند. پژوهش نشان داده است افراد مبتلا به افسردگی در مقایسه با غیر افسرده‌ها نمرات بالاتری در این طرحواره دارند و بیشتر درگیر تفکر «من نمی‌توانم» و «همیشه خراب می‌کنم» هستند.

طرحواره محرومیت هیجانی؛ نیازهای برآورده‌نشده در روابط

طرحواره محرومیت هیجانی از مرکزی‌ترین طرحواره‌ های افراد افسرده است و به این معناست که فرد احساس می‌کند نیازهای عاطفی او در روابط زندگی برآورده نمی‌شود. چنین افرادی معمولاً انتظار دارند دیگران آن‌ها را درک نکنند، محبت نشان ندهند یا حمایت لازم را ارائه ندهند. داده‌های پژوهشی به‌وضوح نشان می‌دهد این طرحواره در افراد افسرده با شدت بسیار بیشتری نسبت به افراد غیر افسرده دیده می‌شود.

طرحواره انزوا؛ احساس متفاوت بودن و ناپیوستگی

افرادی که طرحواره انزوا دارند، احساس می‌کنند به هیچ گروهی تعلق ندارند و با دیگران تفاوت بنیادین دارند. این احساس جدایی روانی، یکی از عوامل تشدیدکننده افسردگی است و مانع ایجاد روابط حمایتی می‌شود. در افراد افسرده، این طرحواره به‌صورت احساس تنهایی، تجربه دیده‌نشدن و گسست از ارتباطات سالم بروز می‌کند.

طرحواره نقص؛ تجربه شرم، کم‌ارزشی و خودانتقادی

طرحواره نقص؛ تجربه شرم، کم‌ارزشی و خودانتقادی

طرحواره نقص یکی از عمیق‌ترین و دردناک‌ترین طرحواره‌ های افراد افسرده است. این طرحواره با احساس شرم، بی‌کفایتی ذاتی و باور به معیوب بودن همراه است. فرد با این طرحواره دائماً خود را پایین‌تر از دیگران می‌بیند و به‌شدت نسبت به نقد، طرد شدن و مقایسه حساس است. فعال شدن این طرحواره می‌تواند محرکی قوی برای شروع دوره‌های افسردگی باشد.

طرحواره وابستگی/بی‌کفایتی؛ ناتوانی در تصمیم‌گیری و اتکای افراطی به دیگران

این طرحواره باعث می‌شود فرد احساس کند نمی‌تواند به‌تنهایی از پس مسئولیت‌های روزمره برآید. افراد افسرده با این طرحواره معمولاً اعتمادبه‌نفس پایینی دارند، تصمیم‌گیری برایشان دشوار است و در موقعیت‌های جدید احساس ناتوانی می‌کنند. پژوهش مورد اشاره نیز تفاوت معناداری بین افراد افسرده و غیر افسرده در شدت این طرحواره گزارش کرده است.

نقش تکنیک‌های تجربی در کاهش طرحواره‌های افراد افسرده

مطابق داده‌های پژوهش، به‌کارگیری تکنیک‌های تجربی در طرحواره‌درمانی مانند تصویرسازی ذهنی، گفت‌وگوی خیالی و نوشتن نامه هیجانی توانسته شدت این طرحواره‌ها را در گروه آزمایشی به‌طور معناداری کاهش دهد. این تکنیک‌ها با ایجاد تجربه هیجانی اصلاحی، فعال‌سازی طرحواره‌های ریشه‌دار را کاهش داده و امکان پردازش عمیق‌تر هیجانات، کاهش اجتناب و افزایش خودآگاهی را فراهم می‌کنند. این یافته نشان می‌دهد اصلاح طرحواره‌ها تنها از طریق تکنیک‌های شناختی کافی نیست و استفاده از روش‌های تجربی بخش ضروری درمان افسردگی مبتنی بر طرحواره است.

مثال بالینی؛ وقتی طرحواره‌های ناسازگار افسردگی را نگه می‌دارند

فرض کنید مراجعه‌کننده‌ای ۲۵ ساله با شکایت افسردگی، ناامیدی و احساس ناکارآمدی مراجعه می‌کند. او بارها تجربه کرده که در روابط شکست خورده و همیشه احساس کرده کسی او را درک نمی‌کند. در طی جلسات، مشخص می‌شود طرحواره‌های محرومیت هیجانی، شکست و نقص به‌شدت فعال‌اند. او معتقد است «هیچ‌کس واقعاً من را دوست ندارد»، «حتی اگر تلاش کنم، شکست می‌خورم» و «در من یک ایراد اساسی وجود دارد.»

این باورها باعث می‌شوند در روابط فاصله بگیرد، فعالیت‌ها را نیمه‌کاره رها کند و نشانه‌های افسردگی‌اش شدت پیدا کند. استفاده از تصویرسازی ذهنی برای پردازش تجارب اولیه، گفت‌وگوی خیالی برای ابراز خشم فروخورده و بازنویسی روایت کودک درون، به او کمک می‌کند هیجانات سرکوب‌شده را تجربه کرده و معناهای جدیدی برای خود و جهان بسازد. پس از چند جلسه، شدت طرحواره‌ها کاهش یافته و او قادر می‌شود مسئولیت‌های جدیدی بپذیرد و رفتارهای سازگارانه‌تری نشان دهد.

نقش الگوهای ناسازگار در شکل‌گیری و تداوم افسردگی

جمع‌بندی نهایی؛ نقش الگوهای ناسازگار در شکل‌گیری و تداوم افسردگی

طرحواره‌ های افراد افسرده مجموعه‌ای از الگوهای عمیق و پایدار شناختی-هیجانی هستند که در شکل‌گیری و تداوم افسردگی نقش مهمی ایفا می‌کنند. طرحواره‌هایی مانند شکست، محرومیت هیجانی، انزوا، نقص و وابستگی/بی‌کفایتی در افراد افسرده نسبت به افراد سالم شدت بیشتری دارند و افکار و رفتارهای آن‌ها را به‌سمت درماندگی، خودانتقادی و اجتناب سوق می‌دهند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد مداخلات طرحواره‌درمانی به‌ویژه تکنیک‌های تجربی، قادرند این الگوهای ناسازگار را کاهش دهند و به مراجعان کمک کنند تا تجربه هیجانی تازه، خودآگاهی عمیق‌تر و معنای جدیدی از زندگی بسازند. شناخت این طرحواره‌ها برای درمانگران و مراجعان به‌طور یکسان ضروری است، زیرا کلید تغییر در افسردگی نه‌تنها در کاهش نشانه‌ها، بلکه در تحول ساختارهای زیربنایی ذهن و هیجان نهفته است.

بیشتر بخوانید:

منبع: نشریه فرهنگ مشاوره و روان درمانی

انتهای مطلب

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
تماس