معنای زندگی برای هر انسانی در شرایط خاصی آشکار میشود؛ گاهی در شادی، گاهی در بحران و گاهی در مواجهه با بیماریهای سخت. بیماران مبتلا به سرطان در فرآیند رواندرمانی بارها تجربه کردهاند که ابتلا به بیماری سخت میتواند نگاه آنها به زندگی را تغییر دهد. آنها به جای غرق شدن در جزئیات روزمره و رفتار اطرافیان، عمیقتر به کلیت و حقیقت زندگی مینگرند؛ چرا که میدانند فرصت محدود است و باید از آن به بهترین شکل استفاده کنند.
موسسه روانشناسی طرح زندگی؛ وقتی یک بیمار سرطانی میگوید: «سرطان، اختلالات روانی را درمان میکند»، شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد. اما در حقیقت، این جمله بازتابی از تغییر زاویه دیدی است که انسان در مواجهه با مرگ تجربه میکند.
بیماری سختی مثل سرطان باعث میشود فرد دیگر جزئیات کماهمیت را جدی نگیرد. آنها درگیر حاشیهها، قضاوتها یا رفتارهای کوچک دیگران نمیشوند، چون معنای زندگی را در کلیت آن میبینند. در این شرایط، زندگی مانند فرصتی کوتاه و ارزشمند جلوه میکند که نباید آن را صرف دلخوریها و نگرانیهای بیپایه کرد.

درس بزرگ از بیماران سرطانی
بیماران سرطانی به ما میآموزند که درک گذرا بودن زندگی، خودش درمانی برای اضطراب و افسردگی است. آنها واقعیت کوتاهی عمر را با تمام وجود لمس میکنند، چون نشانههای آن را در بدن خود دارند. در مقابل، افراد سالم اگرچه به زبان از محدود بودن زندگی سخن میگویند، اما در عمل آن را باور ندارند و همین باعث میشود در جزئیات بیاهمیت غرق شوند؛ انگار که فرصت بیپایان دارند.
این تفاوت دیدگاه میتواند به ما یادآوری کند که معنای زندگی در پرداختن به کلیت و هدفهاست، نه در اتلاف وقت بر سر جزئیاتی که ارزش ماندگاری ندارند.
اگر معنای زندگی را همانطور که بیماران سرطانی تجربه میکنند درک کنیم، بسیاری از استرسها، اضطرابها و افسردگیها رنگ میبازند. شاید لازم نباشد تا بیماری سختی ما را به مرز مرگ ببرد تا بفهمیم زمان کوتاه است؛ کافی است همین امروز انتخاب کنیم که زندگی را از دریچه معنا نگاه کنیم، نه از پشت ذرهبین جزئیات.
مهدی جمشیدی، برگرفته از کتاب نگاه به خورشید؛ غلبه بر ترس از مرگ اثر اروین یالوم
انتهای مطلب

