در جهانی که سرعت تغییرات آن از توان روان انسان پیشی گرفته است، احساس نگرانی، دلهره و تنش در برابر آینده، تجربهای آشنا برای همهی ماست. انسان امروز بیش از هر زمان دیگری از خود میپرسد چگونه اضطراب خود را کنترل کنیم تا بتوانیم در میانهی فشارهای کاری، اقتصادی، عاطفی و اجتماعی، آرامش ذهنی خود را حفظ کنیم.
اضطراب نهتنها یکی از شایعترین تجربههای روانی بشر است، بلکه به گفتهی بسیاری از روانشناسان، محور اصلی درک رفتار انسان در موقعیتهای استرسزا محسوب میشود. با این حال، اضطراب همیشه منفی نیست؛ اگر درست شناخته و مدیریت شود، میتواند به نیرویی سازنده و محرک برای رشد تبدیل گردد. اما زمانی که از حد طبیعی فراتر رود، به احساس ناتوانی، درماندگی و حتی اختلال روانی میانجامد.
برای آنکه بتوانیم به شکلی علمی و عملی بیاموزیم چگونه اضطراب خود را کنترل کنیم، ابتدا باید ریشهها، سازوکارها و نظریات روانشناسی دربارهی آن را بشناسیم.
Contents
- 1 اضطراب چیست؟ تمایز میان احساس طبیعی و اختلال روانی
- 2 نگاهی به نظریات بزرگ روانشناسی درباره اضطراب
- 3 انواع اضطراب و مثالهای بالینی
- 4 چگونه اضطراب خود را کنترل کنیم؛ شناسایی خطاهای شناختی، درمان و بازیابی آرامش ذهن
- 5 خطاهای شناختی در اضطراب؛ وقتی ذهن با ما بازی میکند
- 6 چگونه اضطراب خود را کنترل کنیم؛ روشهای علمی و درمانهای مؤثر
- 7 توصیههای عملی روانشناسان برای کنترل اضطراب
- 8 از شناخت تا کنترل اضطراب
- 9 🌿 سخن پایانی و ارتباط با مؤسسه روانشناسی طرح زندگی
اضطراب چیست؟ تمایز میان احساس طبیعی و اختلال روانی
موسسه روانشناسی طرح زندگی؛ اضطراب، احساسی از نگرانی، تنش و بیم نسبت به آینده است؛ حالتی میان «ترس» و «انتظار». درحالیکه ترس واکنشی به تهدیدی واقعی و بیرونی است، اضطراب بیشتر به خطرات احتمالی و ذهنی مربوط میشود. فرد مضطرب معمولاً نمیداند دقیقاً از چه میترسد؛ تنها میداند که چیزی در درونش آرام نیست.
از دیدگاه فیزیولوژیکی، اضطراب حاصل فعال شدن سیستم عصبی سمپاتیک است که بدن را برای «مبارزه یا فرار» (fight or flight) آماده میسازد. افزایش ضربان قلب، تعریق، لرزش و انقباض عضلانی از نشانههای آن است. اما وقتی این سیستم بیش از حد فعال بماند، بدن و ذهن در حالت آمادهباش مزمن قرار میگیرند و این، آغاز اضطراب مرضی است.
بهعبارت سادهتر، اضطراب طبیعی زمانی مفید است که ما را برای مقابله با خطر آماده کند؛ اما وقتی بیدلیل، مداوم و کنترلناپذیر شود، به یک اختلال روانشناختی تبدیل میگردد. در این حالت، فرد مدام از آینده میترسد، توان تمرکز خود را از دست میدهد و حتی عملکرد روزانهاش مختل میشود.

نگاهی به نظریات بزرگ روانشناسی درباره اضطراب
اضطراب مفهومی مشترک در تمام مکاتب روانشناسی است، اما هر کدام از زاویهای متفاوت به آن نگریستهاند. برای درک علمیتر این پدیده و اینکه چگونه اضطراب خود را کنترل کنیم، مرور دیدگاههای چند متفکر بزرگ ضروری است.
زیگموند فروید؛ اضطراب، نتیجهی تعارض درونروانی
فروید، بنیانگذار روانتحلیلگری، نخستین کسی بود که اضطراب را در چارچوبی نظاممند توضیح داد. او معتقد بود اضطراب زمانی بهوجود میآید که میان سه بخش شخصیت یعنی نهاد (id)، من (ego) و فراخود (superego) تعارضی درگیرد.
به بیان فروید، نهاد خواهان ارضای فوری تمایلات غریزی است، در حالیکه فراخود نمایندهی وجدان اخلاقی است. من (ego) باید میان این دو نیرو تعادل برقرار کند. هرگاه من نتواند فشار تمایلات و معیارهای اخلاقی را همزمان تحمل کند، اضطراب پدید میآید.
فروید سه نوع اضطراب را معرفی کرد:
۱. اضطراب واقعی (در برابر خطر بیرونی)،
۲. اضطراب نوروتیک (در برابر تمایلات سرکوبشدهی نهاد)،
۳. اضطراب اخلاقی (در برابر احساس گناه و وجدان).
از دید فروید، بسیاری از دفاعهای روانی مانند انکار، فرافکنی و سرکوب برای محافظت از فرد در برابر این اضطرابها شکل میگیرند.
کارن هورنای؛ اضطراب ناشی از ناامنی در روابط کودکی
هورنای، روانتحلیلگر نئوفرویدی، نظریهی «اضطراب بنیادین» را مطرح کرد. او معتقد بود که اضطراب از احساس ناامنی و بیپناهی در دوران کودکی سرچشمه میگیرد. وقتی کودک در روابط اولیهاش احساس محبت، درک یا حمایت کافی نکند، در بزرگسالی درگیر الگوهای ناسازگارانهای میشود تا این کمبود را جبران کند. از دید او، اضطراب حاصل تلاش مداوم انسان برای کسب محبت و تأیید دیگران است.
آلفرد آدلر؛ احساس حقارت و اضطراب اجتماعی
آدلر، بنیانگذار روانشناسی فردی، بر این باور بود که انسان همواره برای جبران احساس حقارت و رسیدن به برتری تلاش میکند. اضطراب زمانی پدید میآید که این تلاش ناکام بماند و فرد احساس کند از مسیر هدف زندگیاش دور افتاده است.
برای مثال، فردی که مدام خود را با دیگران مقایسه میکند و احساس میکند کافی نیست، اضطراب درونی شدیدی را تجربه میکند. از دید آدلر، راه حل این است که فرد احساس تعلق و مفید بودن برای دیگران را پرورش دهد تا اضطرابش کاهش یابد.
آرون بک؛ نقش افکار تحریفشده در اضطراب
آرون بک، روانشناس معاصر و بنیانگذار درمان شناختیرفتاری (CBT)، اضطراب را محصول «تفکر غیرمنطقی» میدانست. او معتقد بود که انسانها اغلب به شکل تحریفشدهای دربارهی خود، دنیا و آینده میاندیشند. این افکار خودکار منفی باعث ایجاد احساس اضطراب میشوند.
برای مثال، فردی که پیش از ارائه در جمع میگوید: «قطعاً خراب میکنم و همه مسخرهام میکنند»، درگیر نوعی خطای شناختی است که مستقیماً اضطرابش را تغذیه میکند.
آلبرت بندورا؛ یادگیری اضطراب از طریق مشاهده
بندورا با نظریهی یادگیری اجتماعی نشان داد که اضطراب میتواند از طریق مشاهدهی رفتار دیگران آموخته شود. کودکی که والدینش را دائماً نگران و مضطرب میبیند، بهطور ناخودآگاه همان الگو را میآموزد. بنابراین، آموزش مهارتهای مقابلهای سالم میتواند همانقدر آموختنی باشد که اضطراب.
کارل راجرز؛ اضطراب بهعنوان فاصله از خود واقعی
راجرز، روانشناس انسانگرا، اضطراب را نشانهی فاصله گرفتن از «خود واقعی» دانست. از نظر او، انسان زمانی مضطرب میشود که میان آنچه هست و آنچه میخواهد باشد شکاف بزرگی احساس کند. پذیرش بیقید و شرط خود و دیگران، کلید کاهش اضطراب است.

انواع اضطراب و مثالهای بالینی
برای درک بهتر اینکه چگونه اضطراب خود را کنترل کنیم، لازم است انواع اضطراب را به تفکیک بشناسیم، زیرا هر نوع ویژگیها و درمان خاص خود را دارد.
اضطراب تعمیمیافته (GAD)
در این نوع اضطراب، فرد تقریباً دربارهی همه چیز نگران است؛ بدون آنکه دلیل مشخصی داشته باشد. نگرانی دائمی دربارهی آینده، خانواده، کار و حتی رویدادهای کوچک روزمره، ویژگی بارز آن است.
مثلاً زنی ۳۵ ساله که هر شب پیش از خواب تصور میکند ممکن است اتفاقی برای فرزندش بیفتد، حتی زمانی که او سالم و در خانه است، نمونهای از اضطراب تعمیمیافته دارد.
درمان GAD معمولاً با رویکرد CBT و آموزش مهارتهای بازسازی شناختی انجام میشود.
اضطراب اجتماعی
افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی از موقعیتهایی که در آن ممکن است مورد ارزیابی یا قضاوت دیگران قرار گیرند، میترسند. برای مثال، دانشجویی که حتی از پرسیدن سؤال در کلاس میترسد چون تصور میکند دیگران او را مسخره خواهند کرد.
این نوع اضطراب اغلب ریشه در باورهایی مانند «من کافی نیستم» یا «دیگران بهتر از من هستند» دارد.
حملات پانیک (Panic Attack)
حملهی پانیک تجربهای ناگهانی از ترس شدید است که با علائم جسمی مانند تپش قلب، تنگی نفس و احساس مرگ قریبالوقوع همراه است. این حملات معمولاً چند دقیقه طول میکشند اما اثر روانی طولانی دارند.
برای مثال، فردی که در مترو ناگهان احساس خفگی میکند و تصور میکند در حال مرگ است، ممکن است دچار حملهی پانیک شده باشد.
فوبیا (Phobia)
فوبیا به معنای ترس غیرمنطقی و شدید از اشیاء یا موقعیتهای خاص است. فرد مبتلا به فوبیا میداند ترسش غیرواقعی است اما نمیتواند بر آن غلبه کند.
بهعنوان مثال، ترس از پرواز (aerophobia) یا از ارتفاع (acrophobia) از رایجترین فوبیاهاست. درمان معمول آن مواجههی تدریجی با عامل ترس در شرایط امن است.
اضطراب وسواسی-جبری (OCD)
در OCD، افکار ناخواسته و مزاحمی (وسواس) ذهن فرد را اشغال میکند و او را وادار میسازد برای کاهش اضطراب، رفتارهایی تکراری انجام دهد (اجبار). برای مثال، فردی که بارها دستهایش را میشوید چون از آلودگی میترسد.
اضطراب سلامت (Health Anxiety)
افرادی که مدام نگران بیماری هستند، حتی بدون هیچ نشانهی فیزیکی، درگیر اضطراب سلامتاند. آنان مرتب علائم بدن خود را بررسی میکنند و با کوچکترین درد، تصور میکنند دچار بیماری خطرناک شدهاند.
اضطراب جدایی
در کودکان (و گاهی بزرگسالان)، جدایی از خانه یا افراد مهم باعث اضطراب شدید میشود. این اضطراب اگر درمان نشود، در آینده به وابستگیهای ناسالم یا ترس از تنها ماندن تبدیل میشود.
چگونه اضطراب خود را کنترل کنیم؛ شناسایی خطاهای شناختی، درمان و بازیابی آرامش ذهن
اضطراب، برخلاف آنچه بسیاری تصور میکنند، فقط یک احساس نیست؛ بلکه شیوهای از ادراک و تفسیر جهان است. ذهن مضطرب، جهان را از دریچهی تهدید میبیند؛ حتی وقتی تهدیدی در کار نیست. بنابراین، پیش از هرگونه درمان یا کنترل اضطراب، باید بیاموزیم ذهن ما چگونه واقعیت را تحریف میکند.

خطاهای شناختی در اضطراب؛ وقتی ذهن با ما بازی میکند
یکی از مؤثرترین نظریهها در فهم اضطراب، نظریهی درمان شناختی-رفتاری (CBT) است که توسط آرون بک و دیوید برنز توسعه یافت. طبق این نظریه، احساس اضطراب اغلب نه به دلیل رویدادهای بیرونی، بلکه به دلیل تعبیرهای نادرست ما از آن رویدادها شکل میگیرد.
به این تعبیرهای نادرست، «خطاهای شناختی» (Cognitive Distortions) گفته میشود.
در ادامه، چند خطای رایج شناختی که اضطراب را تشدید میکنند معرفی میشود:
۱. فاجعهسازی (Catastrophizing)
در این الگو، فرد کوچکترین مشکل را به فاجعهای بزرگ تبدیل میکند.
برای مثال، کارمندی که میگوید: «اگر امروز اشتباه کنم، حتماً اخراج میشوم» درگیر فاجعهسازی است.
درواقع، ذهن او سناریوی بدترین حالت ممکن را میسازد و بدنش با اضطراب شدید واکنش نشان میدهد.
🔹 راه کنترل: نوشتن واقعیت در برابر خیال. از خود بپرسید: «مدرک واقعی من برای این فکر چیست؟ آیا احتمال دارد نتیجهای دیگر هم ممکن باشد؟»
۲. تعمیم افراطی (Overgeneralization)
در این خطا، فرد از یک تجربهی منفی، نتیجهای کلی برای تمام زندگی میگیرد.
مثلاً دانشجویی که در یک امتحان نمرهی پایین گرفته، میگوید: «من همیشه شکست میخورم.»
این نوع تفکر، اضطراب شکست را در تمام موقعیتهای آینده فعال میکند.
🔹 راه کنترل: جایگزین کردن کلمهی «همیشه» و «هرگز» با عباراتی واقعگرایانهتر مثل «گاهی اوقات» یا «در این مورد خاص».
۳. ذهنخوانی (Mind Reading)
افراد مضطرب معمولاً تصور میکنند دیگران دربارهی آنها قضاوت منفی میکنند، بدون اینکه مدرکی برای آن داشته باشند.
مثلاً فردی در جلسه احساس میکند همه حتماً متوجه لرزش صدایش شدهاند، در حالی که هیچکس حتی متوجه نشده است.
🔹 راه کنترل: از خود بپرسید: «آیا واقعاً میدانم دیگران چه فکری میکنند؟ یا فقط دارم حدس میزنم؟»
۴. نادیدهگرفتن نکات مثبت (Disqualifying the Positive)
ذهن مضطرب، بهطور سیستماتیک موفقیتها را نادیده میگیرد و فقط شکستها را میبیند.
فردی که ده بار در کارش موفق شده و یک بار اشتباه کرده، فقط همان یک خطا را به یاد میآورد.
🔹 راه کنترل: هر شب سه موفقیت کوچک خود را بنویسید. این تمرین به مغز یاد میدهد تعادل دیدگاهی را باز یابد.
۵. پیشبینی منفی (Fortune Telling)
فرد بدون دلیل منطقی، آینده را منفی پیشبینی میکند.
مثلاً: «قطعاً نمیتونم در مصاحبه موفق شم» یا «اگه برم مهمونی، حتماً حالم بد میشه.»
🔹 راه کنترل: از خود بپرسید: «آیا من پیشگو هستم؟ چه شواهدی دارم که چنین نتیجهای را پیشبینی کنم؟»
۶. بایدها و نبایدها (Should Statements)
افراد مضطرب معمولاً خود را با فهرستی از بایدها شکنجه میدهند:
«باید همیشه آرام باشم»، «نباید اشتباه کنم»، «باید همه از من راضی باشند».
این استانداردهای غیرواقعی باعث اضطراب مزمن و احساس ناکامی میشوند.
🔹 راه کنترل: تبدیل «باید» به «ترجیح میدهم». مثلاً بگویید: «ترجیح میدهم آرام باشم، اما اگر نشدم، دنیا تمام نمیشود.»

چگونه اضطراب خود را کنترل کنیم؛ روشهای علمی و درمانهای مؤثر
پس از شناسایی خطاهای شناختی، نوبت به مرحلهی درمان و کنترل میرسد. امروزه درمان اضطراب بر پایهی ترکیب چند رویکرد علمی انجام میشود:
۱. درمان شناختی-رفتاری (CBT)
CBT یکی از مؤثرترین روشها در درمان اضطراب است. در این روش، فرد میآموزد افکار ناکارآمد خود را شناسایی و بازسازی کند.
برای مثال، فردی که از صحبت در جمع میترسد، بهتدریج در موقعیتهای کوچک تمرین میکند تا ذهنش واقعیت را تجربه کند، نه فاجعهی خیالی را.
🔹 نمونه بالینی:
خانم «س»، ۲۸ ساله، از اضطراب اجتماعی رنج میبرد. در CBT یاد گرفت افکاری مثل «همه مرا قضاوت میکنند» را به چالش بکشد. پس از چند جلسه مواجههی تدریجی با جمع، اضطرابش بهطور چشمگیری کاهش یافت.
۲. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)
ACT برخلاف CBT به جای تغییر افکار، بر پذیرش آنها تمرکز دارد. فرد یاد میگیرد بهجای جنگیدن با اضطراب، حضورش را بپذیرد و در عین حال به ارزشهایش عمل کند.
بهعنوان مثال، اگر فردی ارزش ارتباط اجتماعی دارد، حتی در حضور اضطراب، قدمی کوچک به سوی تعامل با دیگران برمیدارد.
۳. درمان دیالکتیکی (DBT)
DBT ترکیبی از CBT و ذهنآگاهی است و برای کسانی که اضطرابشان با نوسانات هیجانی شدید همراه است، بسیار مؤثر است. این روش به فرد میآموزد احساسات خود را شناسایی، نامگذاری و بدون قضاوت تجربه کند.
۴. ذهنآگاهی و مدیتیشن
ذهنآگاهی (Mindfulness) یعنی زندگی در لحظهی اکنون بدون قضاوت. تحقیقات نشان داده تمرینهای روزانهی تنفس آگاهانه، اسکن بدن (Body Scan) و مدیتیشن، فعالیت آمیگدالا (مرکز اضطراب در مغز) را کاهش میدهد.
حتی پنج دقیقه تمرین تنفس عمیق در روز میتواند اضطراب را تا ۳۰٪ کاهش دهد.
۵. تنظیم سبک زندگی
درمان اضطراب فقط در ذهن اتفاق نمیافتد؛ بلکه سبک زندگی نقش حیاتی دارد.
تغذیه:
مصرف بیش از حد قهوه و شکر میتواند اضطراب را تشدید کند. در مقابل، مواد غذایی غنی از منیزیم، امگا۳ و ویتامین B6 مانند مغزها، ماهی و سبزیجات سبز در کاهش اضطراب مؤثرند.
خواب:
کمبود خواب کیفیت عملکرد مغز را پایین آورده و واکنشپذیری هیجانی را افزایش میدهد. ایجاد روتین خواب منظم از ضروریترین راهها برای کنترل اضطراب است.
ورزش:
تحقیقات نشان داده ورزشهای هوازی مثل پیادهروی سریع، دوچرخهسواری یا یوگا، با آزادسازی اندورفین، اضطراب را کاهش میدهد.
توصیههای عملی روانشناسان برای کنترل اضطراب
۱. نوشتن افکار و احساسات: ثبت افکار اضطرابی به شما کمک میکند آنها را از ذهن به کاغذ منتقل کنید؛ این خود یک تخلیهی روانی است.
۲. تمرکز بر چیزهای قابل کنترل: ذهن مضطرب اغلب درگیر مسائلی است که از اختیار ما خارج است. یادگیری تفکیک بین «قابلتغییر» و «غیرقابلتغییر» آرامشآور است.
۳. تکنیک زمینگیرسازی (Grounding): در لحظهی اضطراب، پنج چیز ببینید، چهار چیز لمس کنید، سه چیز بشنوید، دو چیز بو کنید، یک چیز بچشید. این تمرین مغز را به لحظهی اکنون بازمیگرداند.
۴. گفتوگو با درمانگر: مراجعه به روانشناس بهویژه در قالب جلسات CBT یا ACT، مؤثرترین مسیر برای درمان پایدار اضطراب است.
۵. پذیرش نوسان: اضطراب صفرشدنی نیست؛ بلکه قابلمدیریت است. هدف این نیست که هیچوقت مضطرب نشویم، بلکه یاد بگیریم با اضطراب زندگی سالمی داشته باشیم.
از شناخت تا کنترل اضطراب
اضطراب بخشی طبیعی از وجود انسان است. همان نیرویی که به ما هشدار میدهد مراقب باشیم، اگر بیش از حد فعال شود، آرامشمان را میگیرد. برای آنکه واقعاً بدانیم چگونه اضطراب خود را کنترل کنیم، باید از درون شروع کنیم: شناخت افکار تحریفشده، پذیرش احساسات، و انتخاب رفتارهایی سازندهتر.
در مسیر درمان، به یاد داشته باشید:
اضطراب دشمن شما نیست، بلکه پیامی از ذهن شماست که میگوید: «میخواهم امن باشم.»
با شناخت، پذیرش و تمرین مداوم، میتوان به آرامشی عمیقتر دست یافت — آرامشی که نه از نبود اضطراب، بلکه از آگاهی از آن زاده میشود.
آیا میتوانم یاد بگیرم چگونه اضطراب خود را کنترل کنم بدون مراجعه به روانشناس؟
بله، در بسیاری از موارد یادگیری مهارتهای پایهی خودیاری و تمرینهای شناختی میتواند تا حد زیادی اضطراب را کاهش دهد.
روشهایی مثل مدیتیشن، تنفس آگاهانه، نوشتن افکار اضطرابی و شناسایی خطاهای شناختی ابزارهای مؤثری برای مدیریت اضطراب هستند.
با این حال، اگر اضطراب در عملکرد روزمره شما اختلال ایجاد کرده یا با علائمی مانند بیخوابی، تپش قلب و افکار مزاحم همراه است، بهتر است با روانشناس متخصص مشورت کنید. درمانگر میتواند با روشهایی مثل CBT یا ACT به شما کمک کند تا ریشههای اضطراب را شناسایی کرده و به تعادل ذهنی پایدارتری برسید.
بهترین راه علمی برای کنترل اضطراب مزمن چیست؟
بهترین راه علمی برای کنترل اضطراب مزمن، ترکیب چند رویکرد است:
۱. درمان شناختیرفتاری (CBT) برای بازسازی افکار تحریفشده
۲. ذهنآگاهی (Mindfulness) برای کاهش واکنشهای جسمی اضطراب
۳. اصلاح سبک زندگی شامل خواب کافی، تغذیه سالم و فعالیت بدنی منظم
۴. پذیرش و تعهد (ACT) برای کنار آمدن با احساسات بهجای فرار از آنها
در واقع پاسخ واقعی به سؤال چگونه اضطراب خود را کنترل کنیم در یک جمله خلاصه میشود:
شناخت، پذیرش و تمرین مداوم.
با اجرای این گامها، اضطراب از دشمن شما به همراهی تبدیل میشود که فقط یادآور نیاز ذهن به آرامش است.
🌿 سخن پایانی و ارتباط با مؤسسه روانشناسی طرح زندگی
در نهایت، اگر احساس میکنی اضطراب در مسیر زندگیات سایه انداخته، بدان که این احساس نشانه ضعف نیست، بلکه دعوتی است برای شناخت عمیقتر خودت.
در مؤسسه روانشناسی طرح زندگی، روانشناسان متخصص با بهرهگیری از جدیدترین روشهای علمی مانند درمان شناختی-رفتاری، پذیرش و تعهد، و مصاحبه انگیزشی، به مراجعان کمک میکنند تا اضطراب را نه سرکوب، بلکه درک و هدایت کنند.
اینجا یاد میگیری که چگونه اضطراب خود را کنترل کنی، چگونه افکارت را بشناسی، و چگونه به آرامشی پایدار برسی.
«کنترل اضطراب، آغاز بازگشت به خودِ واقعی است — طرح زندگیات را با آرامش از نو بنویس.»
منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر:
-
Beck, A. T. (1976). Cognitive Therapy and the Emotional Disorders.
-
Hayes, S. C. (2005). Acceptance and Commitment Therapy: The Process and Practice of Mindful Change.
-
Barlow, D. H. (2014). Anxiety and Its Disorders.
-
Linehan, M. (1993). Cognitive-Behavioral Treatment of Borderline Personality Disorder.
انتهای مطلب

