ترس از ازدواج یا گاموفوبیا پدیدهای پیچیده و چندعاملی است که وقتی به شکل مزمن و ناتوانکننده ظاهر شود، توان فرد را در برقراری روابط نزدیک، برنامهریزی مشترک و تجربه صمیمیت پایدار بهطور قابلتوجهی کاهش میدهد. این ترس صرفاً یک تردید گذرا نیست؛ بلکه مجموعهای از افکار تحریفشده، الگوهای هیجانی تثبیتشده و رفتارهای اجتنابی است که با تجربههای آسیبزا، ساختارهای خانوادهای ناپایدار، الگوهای دلبستگی ناایمن و گاهی اختلالات اضطرابی همراه میشود.
از منظر شناختی-رفتاری، گاموفوبیا زمانی شکل میگیرد که فرد مجموعهای از باورهای قطعی و منفی مانند «متعهد شدن مساوی از دست دادن آزادی»، «ازدواج قطعاً منجر به آسیب یا طرد میشود» یا «نمیتوانم به دیگری اعتماد کنم» را پذیرفته و بر اساس این باورها رفتار اجتنابی را تثبیت کرده است.
از منظر طرحوارهدرمانی (Schema Therapy) اما ماجرا عمیقتر است: طرحوارههای بنیادینی چون «ترس از رهاشدگی/بلاتکلیفی»، «نقص/شرم»، «بیاعتمادی/سوءاستفاده» و «پایینبودن توانایی/وابستگی» میتوانند باعث شوند که هر موقعیتِ بالقوه تعهدآور بهعنوان تهدیدی قدیمی و بنیادین خوانده شود و سیستم هشدار هیجانی (amygdala و شبکههای مترابِط شناختی-هیجانی) واکنشی تند و فوری نشان دهد. بنابراین، درمانِ کارا باید هم بر شناختهای نادرست و رفتارهای اجتنابی و هم بر طرحوارهها و حالتهای هیجانیِ عمیقتر تمرکز کند تا تغییر پایدار حاصل شود.

Contents
چرا گاموفوبیا ایجاد میشود؟ (شرح مکانیزمها و عوامل)
مهدی جمشیدی | ترس از ازدواج یا گاموفوبیا معمولاً محصول تعامل سه لایه است: تاریخچه تجربی، الگوهای یادگیری و ساختارهای شناختی-هیجانی. در لایه تجربی، سابقه طرد، خیانت، طلاق والدین یا روابط آزاردهنده قبلی باعث میشود که تجربهٔ صمیمیت بهعنوان محرکی مرتبط با درد و تهدید رمزگذاری شود؛ بزرگشدن در خانوادهای که در آن ازدواج بهعنوان محدودکننده یا آشفته نمایش داده شده نیز نگرشهای منفی را تقویت میکند. در لایه یادگیری، مشاهده رفتارهای اجتنابی والدین یا انتقال الگوهای ترس از نسلی به نسل دیگر (مثال: والدینی که دائماً از ازدواج مینالند یا از هرگونه تعهد گریزاناند) نقش دارد.
در لایه شناختی-هیجانی، مجموعهای از طرحوارههای ناسازگار اولیه برای مثال طرحواره رهاشدگی (ایجاد ترس از از دست دادن)، طرحواره بیاعتمادی/سوءاستفاده (پیشفرض اینکه دیگری مضر یا غیرقابلاعتماد است) و طرحواره نقص/شرم (باور به ناتوانی در برآوردن نیازهای عاطفی شریک) با هم تلاقی میکنند و تجربهٔ تعهد را به «تکرار تاریخچهٔ آسیب» ترجمه میکنند.
برای روشن شدن، تصور کنید فردی که در کودکی شاهد جدایی پرتنش والدین بوده و در نوجوانی رابطهای را بهدلیل خیانت از دست داده است: او ممکن است بهواسطه طرحواره رهاشدگی و بیاعتمادی، هر بار که رابطهای عمق مییابد علایم فیزیولوژیک اضطراب (تپش قلب، تعریق، تهوع) را تجربه کند و در ادامه برای کاهش اضطراب همان رفتار اجتنابی را تکرار کند؛ همین چرخه تقویتشده، گاموفوبیا را پایدار میسازد.

درمان: چه روشهایی اثربخشاند و طرحوارهدرمانی کجا قرار میگیرد؟
مداخلهٔ درمانی برای گاموفوبیا باید چندوجهی باشد و همزمان به سه حوزه شناخت، هیجان و رفتار بپردازد. در سطح شناختی–رفتاری (CBT) ابتدا افکار خودکار و باورهای تحریفشده شناسایی و با تکنیکهایی مانند بازسازی شناختی و آزمون فرضیهها اصلاح میشوند؛ سپس با مواجههٔ تدریجی (Exposure) و تکالیف رفتاری، حساسیت فیزیولوژیک کاهش مییابد و اجتنابشکنی تضعیف میشود. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) برای افرادی که تلاشهای شناختی بهتنهایی کافی نیست نیز مفید است.در ACT به پذیرش هیجانهای ناخوشایند، تعهد به رفتار مطابق ارزشها و عملگرایی در حضور اضطراب تاکید میشود.
طرحوارهدرمانی اما برای مواردی که ریشهها عمیقتر و مرتبط با تجربهٔ دوران کودکی و الگوهای تکرارشوندهٔ بینفردی است، کلیدی است: در این رویکرد درمانگر با شیوههایی مانند «والد محدودکننده / والد تغییردهنده»، «پدر و مادر محدودشده»، «بازسازی تصویری تجربیات» (Imagery Rescripting) و «بازسازی روابط درمانگر–مراجع» (limited reparenting) کار میکند تا طرحوارههای بنیادین تغییر کنند؛ به عنوان مثال، در تکنیک بازسازی تصویری، بیمار بهصورت هدفمند به صحنههای اولیهٔ آسیب بازگردانده میشود و درمانگر کمک میکند نیازهای برآوردهنشدهٔ کودک درون بازسازی و تجربهٔ جدیدی جایگزین شود.
در مرحلهٔ رفتاری طرحوارهدرمانی، «شکستن الگوهای رفتاری» و تمرین مهارتهای بینفردی و تنظیم هیجان ضروری است تا تغییرات شناختی و هیجانی به رفتارهای متفاوت منجر شود. در مواردی که اضطراب خیلی شدید یا با اختلالات همراه است، دارودرمانی (مثلاً SSRIها برای کاهش پایهٔ اضطراب و در کوتاهمدت بنزودیازپینها برای کنترل حملات پانیک) میتواند مکمل قرار گیرد، اما دارو بهتنهایی طرحوارهها یا رفتار اجتنابی عمیق را اصلاح نمیکند.
برای درک بهترِ چگونگی ترکیب این رویکردها، مثال کلینیکی زیر مفید است: «فردی ۳۲ ساله، پس از تجربه یک جدایی پرتنش در سن ۲۷ سالگی، هر بار که شریک عاطفیاش تقاضای برنامهریزی برای آینده میکند دچار تپش قلب و وحشت میشود و رابطه را خاتمه میدهد. در فرایند درمان با CBT افکار خودکار او («اگر برنامهریزی کنم در نهایت طرد میشوم») مورد آزمون قرار گرفت و با تکالیف رفتاری تدریجی، مثلاً نگهداشتن یک تماس هفتگی در قالب برنامهریزی کوچک مواجهه کاهشیافته انجام شد.
همزمان در طرحوارهدرمانی تصویرسازی تجربیات کودکی که مادر در آن حضور نداشت بازسازی شد و از طریق تکنیکهای بازپرورشی محدود، تجربهٔ جدیدی از تأمین عاطفی به وی ارائه شد. نتیجهٔ ترکیب این مداخلات کاهش چشمگیر اضطراب نسبت به تعهد و توانایی ورود به یک رابطهٔ پایدار بود.»

پیگیری، مدت درمان و نتایج قابل انتظار
طول درمان متغیر است؛ در مواردی که اصلیترین نشانهها شناختی-اجتنابی هستند، حدود ۱۲ تا ۲۰ جلسه CBT میتواند بهبود قابلتوجهی ایجاد کند؛ اما وقتی طرحوارههای بنیادین و تجارب دوران کودکی نقش محوری دارند، طرحوارهدرمانی معمولاً دورهای طولانیتر میطلبد و ممکن است چند ماه تا بیش از یک سال ادامه یابد تا تغییرات پایدار در سبک دلبستگی و رفتار بینفردی تثبیت شود.
شاخصهای پیشآگهی خوب شامل انگیزهٔ فرد برای مواجهه، پشتیبانی اجتماعی مناسب، و عدم وجود اختلالات روانی بسیار شدید همزمان است؛ در مقابل، سابقهٔ تروماهای متعدد و مقاومت به درمان میتواند مسیر را طولانیتر کند. از منظر عملی، هدف درمان کاهش شدت واکنشهای اضطرابی هنگام تفکر دربارهٔ تعهد، افزایش تحمل برای برنامهریزی مشترک، تقویت مهارتهای حل اختلاف و افزایش ظرفیت تجربهٔ آسیبپذیری عاطفی است.
نتیجهگیری و راهنمای مراجعه
ترس از ازدواج یا گاموفوبیا پدیدهای چندوجهی است که برای رفع آن نمیتوان به یک نسخهٔ واحد اکتفا کرد؛ مداخلهٔ اثربخش نیازمند ترکیب تکنیکهای شناختی-رفتاری، مواجههٔ تدریجی، پذیرش و تعهد و در بسیاری از موارد طرحوارهدرمانی برای بازسازی الگوهای بنیادینِ دلبستگی و باورهای هستهای است. روند درمان همواره شامل آموزش دربارهٔ ماهیت اضطراب، تمرین مهارتهای توانمندساز بینفردی و هیجانی، و انجام تمرینهای رفتاری در دنیای واقعی است تا تغییرات شناختی و هیجانی به رفتارهای پایدار تبدیل شوند. اگر شما یا مراجع شما با ترس از تعهد یا اجتناب سیستماتیک از ازدواج مواجه هستید.
توصیهٔ دقیق این است که ارزیابی بالینی تخصصی انجام شود تا شدت مشکل، وجود یا عدم وجود اختلالات همراه و طرحوارههای بنیادین تعیین شده و بر پایهٔ آن برنامه درمانی ترکیبی (CBT + مواجهه + در صورت نیاز طرحوارهدرمانی و دارودرمانی) آغاز گردد.
برای دریافت ارزیابی تخصصی و آغاز مسیر درمانی میتوانید به روانشناسان مجرب موسسه روانشناسی طرح زندگی مراجعه کنید؛ تیم درمانگران این موسسه با تجربه در CBT، ACT و طرحوارهدرمانی قادرند برنامهای منطبق با نیاز شما طراحی و پیگیری کنند تا بتوانید با کاهش ترس و افزایش ظرفیت صمیمیت، انتخابهای رابطهای آگاهانه و مبتنی بر ارزشهای خود داشته باشید.
بیشتر بخوانید:
- فوبیا و انواع آن
- جغرافیای تفکر: آیا شیوه نگاه شما به جهان، جهانی است یا فرهنگی؟
- هرم مازلو؛ ساختار نیازهای انسانی از زیستشناسی تا خودشکوفایی
انتهای مطلب

